محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

54

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله مردى با زنى ازدواج كرد . يكى از برادرانش وى را به خاطر اين كار ، سرزنش نمود . آن مرد به برترىهاى زن اشاره كرد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : حتى اگر با دختر حاجب بن زراره هم ازدواج كرده باشى اشكالى ندارد و خداوند عزّ وجلّ اسلام را آورد و مردم را با يكديگر برابر ساخت و از اين جهت نبايد مسلمانى مورد سرزنش قرار گيرد . زبير بن به كار از حماد بن نافع نقل كرد كه از سليم مكى شنيده است كه مىگفت : در جاهليت گفته مىشد : به خدا سوگند كه تو از خاندان نباش عزيزترى و به خانه‌هاى اطراف مسجد [ الحرام ] اشاره مىكرد و مىگفت : اينجا محلهء آنها بود . اينك دنبالهء حديث فضيل را پى مىگيريم . او مىگويد : پس از آن ( توليت كعبه ) به فرزندش عطارد بن حاجب رسيد و وقتى او مرد عمير بن عطارد از خاندان تميم جاى وى نشست و پس از مرگ او فرزندش سجيد بن عُمير عهده‌دار اين مقام گرديد . او يكى از سخاوتمندان به شمار مىرفت و صاحب عمارتها وبناهاى بنىتميم و همدان دركوفه بود و در زمان معاويه ، والى آذربايجان شد . و يك بار هزار نفر از خاندان بكر بن وائل به صورت كاروانى بر وى گذشتند و او يك‌هزار رأس اسب به آنها بخشيد . آنگاه ولايت بر كعبه يعنى شرف و افتخار و رياست در روز فرس يا قريتين - به ضرار بن عمرو رسيد و پس از مرگ او به زيدالفوارس و پس از قتل وى به قبيصة بن ضرار منتقل گرديد و پس از مرگ او منذر بن حسان بن ضرار عهده‌دار اين مقام شد . اين منذر بن حسان همان كسى است كه در روز قادسيه ، مهران پادشاه را كشته بود . وقتى منذر وفات يافت اين مقام به عيلان بن حرشة بن عمرو بن ضرار رسيد و پس از مرگ او فرزندش مكحول بن عيلان متصدى ولايت كعبه شد . اين كه گفته شد « ولايت بر كعبه » ؛ يعنى شرف و افتخار . بنابراين وقتى مىگويد : پس از مرگ « ولايت » كعبه به فلانى رسيد ؛ يعنى صاحب افتخار و رياست و شرف شد كه با معناى مطرح شده در عنوان مطلب فوق ، مخالفت دارد .