محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

37

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

باشد ، خبر آن دو [ نووى و سهيلى در مورد سنّ اسماعيل به هنگام مرگ هاجر ] باز هم جاى تأمل دارد ؛ زيرا ازرقى از ابن‌اسحاق نقل كرده كه وقتى ابراهيم فرمان بناى كعبه را يافت ، سوار بر براق شد و خود را از « ارمينيا » به مكه رسانيد و در آن زمان اسماعيل بيست سال داشت و مادرش پيش از آن وفات يافته بود . « 1 » اين سخن بدان معناست كه وقتى مادرش وفات يافت او كمتر از بيست سال سن داشته است ؛ زيرا هاجر قبل از آمدن ابراهيم وفات يافته بود و زمانى كه ابراهيم آمد ، اسماعيل بيست سال داشت . سخن نووى از جهت ديگر هم جاى تأمل دارد ؛ چه اين كه او گفته است : وقتى هاجر وفات يافت ، ابراهيم نود سال داشت و فرزندش [ اسماعيل ] بيست ساله بود ، اگر اين‌سخن درست باشد ، بايد هاجر در هفتاد سالگى او را زاييده باشد كه جاى انديشه و تأمل دارد . و اگر هم درست باشد ، جزء كرامات اوست كه البته از شأن و مقام بالايى هم برخوردار است و شكى در آن نيست . در كتاب فاكهى نيز پس از بيان مطالبى دربارهء وى ، آمده است : از يكى از راويان شنيدم كه مىگفت : به سه زن وحى شده است : مريم دختر عمران ، مادر حضرت موسى و هاجر ، مادر اسماعيل - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - كه البته سخن شگفتى است . از جمله اخبار شگفت كه در مورد وفات هاجر آمده است ، مطلبى است كه ابن‌اثير در الكامل نقل كرده . او دربارهء وفات ساره مىگويد : گفته شده كه هاجر ، مدتى پس از ساره زندگى كرد ، حال آن كه صحيح آن است كه هاجر پيش از ساره وفات يافت . « 2 » جنبهء شگفت اين خبر در آن است كه اسماعيل ، چهارده سال از اسحاق بزرگتر بود و ساره بنا به گفتهء اهل كتاب يك‌صد و بيست‌وهفت سال زندگى كرد ! . سعى ميان صفا و مروه ، به دليل سعى و رفت‌وآمد هاجر ميان آن دو كوه ، براى يافتن آب براى رفع تشنگى فرزندش ، آنگاه كه تشنگىاش شدت يافت ، براى انسان‌هاى

--> ( 1 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، ص 64 ( 2 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 1 ، ص 123