محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
17
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
عماليق بوده كه در زمان آوردن اسماعيل به مكه توسّط ابراهيم ، در اطراف مكه سكونت داشتند ، مغايرت دارد . مسعودى همچنين يادآور شده ، زنى كه اسماعيل با او ازدواج كرد ، از عمالقه و ( صدا ) دختر سعد بوده است و نام پدر اين زن با زنى از عمالقه كه به روايت ابوجهم بن حذيفه ، اسماعيل با او ازدواج كرد ، اختلاف دارد . سهيلى آنجا كه به معرفى مادرِ فرزندان اسماعيل مىپردازد ، مىنويسد : اسماعيل را زن ديگرى از « كُدى » بوده و اين زنى است كه ابراهيم با اين پيام كه : « به همسرت بگو آستانهء در خانهات را عوض كن » ، به اسماعيل فهماند كه او را طلاق دهد . سهيلى افزوده است : نام وى صدا بنت سعد بوده و يادآور شده است كه واقدى در كتاب خود ( انتقال النور ) اين مطلب را آورده و مسعودى نيز آن را ذكر كرده است . ديگر آن كه فاكهى به سند خود از طريق واقدى ، از ابوجهم بن حذيفه نقل كرده كه گفت : نگاه اسماعيل به دختر « مضاض بن عمرو » افتاد و از پدرش خواستگارى نمود و با او ازدواج كرد . ابراهيم به ديدار اسماعيل آمد ، به درِ خانه كه رسيد ، سلام كرد و گفت : درود و رحمت خدا بر اهل خانه . زن برخاست و پاسخش داد و خوشامدش گفت . ابراهيم پرسيد : زندگى ، شير و گوسفندان شما چگونه است ؟ همسر اسماعيل گفت : زندگى خوبى داريم ، خداى را سپاس مىگوييم كه شير فراوان و گوشت بسيار و آب و بارندگى زياد داريم . گفت : كشت و زرع چگونه است ؟ گفت : اگر خدا بخواهد محصول نيز خواهيم داشت . ابراهيم گفت : خداوند نعمتهاى شما را زيادتر كند ! ابوجهم مىگويد : پدرم مىگفت كه اگر كسى در غير مكه گوشت و آب را خالى مىخورد ، دلدرد مىگرفت . سوگند مىخورم كه اگر ابراهيم كشت و زرعى در آنجا مىديد ، براى بركت آن نيز دعا مىكرد ؛ چرا كه آنجا زمين حاصلخيزى بود . ابراهيم عليه السلام از خوراكشان پرسيد . گفت : گوشت است و شير . سپس پرسيد : نوشيدنى شما چيست ؟ گفت : شير و آب . ابراهيم پرسيد : مىخواهى خداوند به غذاى شما بركت دهد يا به خوراك و نوشيدنىتان ؟ زن گفت : پيادهشو و آب و غذايى بنوش . گفت : نمىتوانم [ از مركب ]