محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

94

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

زور صورت گرفته ، روايتى است كه در مسند امام احمد بن حنبل به ما رسيده است ، آنجا كه مىگويد : يحيى از حسين ، از عمروبن شعيب ، از پدرش و او از جدش نقل كرده كه گفته است : هنگامى كه دروازهء مكه به روى رسول خدا صلى الله عليه و آله باز شد ، فرمود : سلاح را كنار گذاريد ، مگر ( با ) خزاعه از بنىبكر . آنگاه اذان گفت و نماز عصر خواند و سپس گفت : سلاح را كنار گذاريد . . . . « 1 » فاكهى نيز اين روايت را نقل كرده ، مىگويد : حسن‌بن حسين براى ما نقل كرده كه ابن ابىعدى از حسينِ معلم ، از عمرو بن شعيب ، از پدرش ، از جدش نقل كرده كه پيامبرخدا صلى الله عليه و آله به هنگام فتح مكه فرمود : سلاح را كنار بگذاريد ، مگر با خزاعه از بنىبكر . آنگاه اذان گفت و نماز عصر به جاى آورد و سپس به آنها فرمان داد تا سلاح را كنار بگذارند . فرداى آن روز مردى از خزاعه ، مردى از بنىبكر را در مزدلفه ديد و او را كشت ؛ وقتى اين موضوع به سمع پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ، در حالى كه پشت به كعبه كرده بود ، برخاست و به سخنرانى براى ما پرداخت و فرمود : « ستمكارترين مردم به خدا ، كسى است كه در حرم خدا ، دشمنى ورزيد و جز قاتل خويش بكشت و به جرم دشمنى جاهليت ، به قتل رساند » . « يحيى » كه در حديث امام احمدبن حنبل ياد شده ، همان يحيى بن سعيد قطان ، امام مشهور و از بزرگان است و « حسين » استاد اوست كه چندين نفر او را ثقه دانسته‌اند و جماعتى از وى نقل حديث كرده‌اند و عمرو بن شعيب - اگر چه بخارى و مسلم از وى نقل نكرده‌اند - از سوى يحيى بن معين « 2 » و اسحاق بن راهويه و صالح حرره و بزرگان ديگر فردِ ثقه دانسته شده است و چند تن از بزرگان به او استناد كرده‌اند ؛ زيرا من شخصاً به خط حافظ الذهبى در « تاريخ الإسلام » « 3 » ديدم كه به نقل از بخارى آمده بود : احمد بن حنبل و

--> ( 1 ) - مسند احمد ، ج 2 ، ص 212 ( 2 ) - « تاريخ » ابن‌معين ، ج 2 ، ص 6 - 445 ( 3 ) - « تاريخ الاسلام » ، ج 4 ، ص 285