محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

89

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

است ، به همين معناست ؛ يعنى كه ريشهء قريش كنده شده و تودهء قريش نابود شدند . نابود شدن و از ميان رفتن به صورتى كه اشاره شد ، دليلى بر آن است كه مكه به زور ( عنوه ) فتح شده است ؛ زيرا فتح صلح‌آميز مكه ، با آنچه گفته شد ، منافات دارد . همچنين درخواست امان از پيامبر صلى الله عليه و آله از سوى ابوسفيان براى كسانىكه به خانهء ابوسفيان روند و يا سلاح خود را زمين گذارند و يا درِ خانه به روى خود ببندند و پذيرش اين درخواست از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله نشانهء مفتوح‌العنوه بودن مكه است . وجه استدلال ، در اين موردكه فتح مكه با قدرت نظامى بوده ، آن است‌كه اگر به‌طور صلح‌آميز فتح شده بود ، ديگر نيازى به درخواست « امان » به وسيلهء ابوسفيان نبود ؛ زيرا اقتضاى صلح ، عفو عمومى و امان براى همگان است ؛ حال آنكه درخواست ابوسفيان ، به اين دليل بوده كه مسلمانان در روز فتح مكه در حال نابود كردن قريش و كشتن آنها بوده‌اند . مسلمانان نيز تنها در صورتى اقدام به چنين كارى با مشركان مىكنند كه ذمّه و عهد و پيمانى با آنها نمانده باشد يا عهد و پيمان را نقض كرده باشند كه مورد دوّم محتمل‌تر است ؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى به مردم مكه امان داد كه ابوسفيان از ايشان در خواست كرده و عباس بن عبدالمطلب براى احترام به وى ، درخواستش را به صورت خواهش از پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله در مَرّ ظهران در ميان گذاشته بود كه پيش از اين به آن اشاره كرديم . درخواست امان از پيامبر صلى الله عليه و آله به وسيلهء ابوسفيان و بيان وضع قريش از سوى وى ، زمانى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از فتح مكه به صفا آمده بود ؛ زيرا در حديث ابوهريره آمده كه پيامبر صلى الله عليه و آله از صفا بالا رفت و انصار هم رسيدند و به طواف پرداختند و سپس ابوسفيان آمد وگفت : اى رسول خدا ، تودهء قريش از ميان رفت و نابود شد و ديگر قريشى نمانده است . ابوسفيان سپس ادامه داد : آيا كسىكه وارد خانهء ابوسفيان شود در امان است ؟ اين كه حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : « فردا كه با آنها روبه‌رو شديد ، آنان را از دم تيغ بگذرانيد . » قبل از اين عبارت ، در حديث آمده كه مىگويد : در آن روز با هركس مواجه شدند ، او را به زمين زدند و از پاى