محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
86
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
نزديك به دوازده يا سيزده تن - مورد اصابت قرار گرفتند و پس آن فرار كردند . « 1 » اگر گفته شود كه سخن ابناسحاق در گردآورى جمعى از مردمان براى جنگ با مسلمانان به وسيلهء سهيل ، صفوان و عكرمه در روز فتح مكه ، مستلزم اين نيست كه از قريش كسى جز آنان چنين كرده باشد ، اين نشان دهندهء همان مطلبى است كه به طور اجمال در حديث ابوهريره ، مبنى بر گردآوردن اوباشى براى جنگ با مسلمانان در آن روز از سوى قريش آمده است . در پاسخ اين برداشت و نتيجهگيرى ، بايد گفت : بعيد است كه سهيل و صفوان و عكرمه ، به تنهايى و جداى از خاندان خود و به رغم خواستهء آنان ، دست به چنين كارى زده باشند ، چه بسا علت انتساب اين كار ؛ يعنى لشكر كشى و گردآورى نيرو به آنها و نبودن نامى از ديگر خاندانها ، سردمدار بودن آنان بوده است و اگر ديگران از اين كار كراهت داشتند ، تنها سكوت كافى نبود و حتماً بايد به قول و فعل ، مخالفتى صورت مىگرفت و عملًا مخالفت خود را نشان مىدادند تا رهبر ، از آن آگاه گردد ، ولى هيچ حديث يا روايتى كه بتوان بدان استدلال كرد كه كسى از اهل مكه ، نسبت به اين كار سهيل ، صفوان و عكرمه ، انتقاد و مخالفت كرده باشند ، نقل نشده است . در مورد پاىبندى مشركان موجود در مكه به ترك جنگ با مسلمانان ، به هنگام فتح مكه نيز روايت و حديثى نيامده است و اگر چنين اتفاقى افتاده بود ، به يقين همان گونه كه موارد مشابه آن در سال حديبيّه ثبت شده است ، ثبت مىگرديد و به ما مىرسيد . اگر دليلى بر پاىبندى مردم مكه به خوددارى جنگ با مسلمانان در روز فتح مكه ، اقامه نشود و دليلى بر خلاف آن ؛ يعنى گرد آمدنشان براى نبرد با مسلمانان اقامه گردد ، لازم مىآيد كه فتح مكه را از راه جنگ ( عنوه ) بدانيم كه ظاهر احاديثِ صحيحتر چنين است . از جمله اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله در حديث پيش گفتهء ابوهريره كه گفت : « پيروان و اوباشان قريش را مىبينيد » و سپس دستان خود را بهم زد و فرمود : « در صفا به يكديگر خواهيم رسيد » . مىگويد : رهسپار شديم و هر كس از ما هركه را مىخواست ، مىكشت و
--> ( 1 ) - سيرهء ابنهشام ، ج 4 ، ص 91 - 92