محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

106

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

عريش ، عروش ، حُرمه . اين نام از ابن‌عديس در كتاب « الباهر » نقل شده است . استاد ، قاضى مجدالدين شيرازى گويد : در شرح صحيح امام بخارى ، آنچه را كه به اشتقاق هر يك از نام‌ها مربوط مىشود ، همراه با شواهد و توضيح آورده‌ام كه مىتوان بدان مراجعه كرد . در آنجا مىگويد : قرية النمل و نقرة الغراب ، دو نشانه از محل زمزم‌اند كه عبدالمطلب ، دستور حفر آن را داده بود و برخى مجازاً اين دو نام را ، نام زمزم دانسته‌اند . و چنانچه استاد ، « قاضى مجدالدين » با توجه به اين دو نام - كه نام‌هاى زمزم‌اند - مكه معظمه را - از باب تسميهء كل به جزء - كه امرى متداول و رواست به اين نام‌ها ، ناميده باشد ، مىتوان صفا ، مروه ، حزوره و ديگر جاهاى معروف مكه را نيز در شمار نام‌هاى مكه ياد كرد . همچنين اين كه گفته است : « قرية الحمس از اين روى نام گرفته كه حُمْس ساكنين قبلى مكه بوده‌اند » ، مىتوان در شمار نام‌هاى مكه از قرية العمالقه و قريهء جُرهُم نيز نام برد ؛ زيرا اينان نيز پيش از حمس ، ساكن مكه بوده‌اند ؛ مگر آن كه گفته شود كه نامگذارى قريةالنمل و نقرةالغراب و قريةالحمس از اهل لغت نقل شده و قياسى نيست . برخى ديگر از نام‌هاى مكه كه استاد قاضى مجدالدين شيرازى از آنها ياد نكرده ، عبارتند از : بَرَّه ، بساق ، بيت‌العتيق ، رأس ، قادسيّه ، مسجدالحرام ، معطشه ، مكّتان ، نابيه ، ام‌ّرَوْح ، ام‌ّالرحمان ، ام‌ّكوثى . در ادامه نام علمايى را كه اين نام‌ها را برشمرده‌اند ، خواهيم آورد . معناى برخى نام‌هاى مكه و انتساب برخى از آنها به علما در اين‌كه حرف اول نام اين شهر « م » است ( مكه ) يا « ب » ( بكه ) ، اختلاف است ؛ و آيا هر دو به يك معنا هستند يا دو معنا دارند ؟ نظر اول را ضحاك در نقل قولى از محبّ طبرى و نيز مجاهد دارد كه ماوردى از وى نقل كرده است . ابن‌قتيبه در درست بودن اين نظر ، استدلال كرده كه حرف « ميم » ، تبديل به « باء » مىشود ؛ مانند « ضربٌ لازم » كه « ضربٌ لازب » شده است . دربارهء نظر دوم ، اختلافى وجود ندارد . گفته مىشود بكّه ( با حرف باء ) جايگاه بيت‌اللَّه‌الحرام و مكه ( با حرف ميم ) ، آبادى مكه است . اين نظر از