داود بن علينقى وزير وظايف

68

سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )

دره بالاى كوه قراولخانه و توپ گذارده بودند ، دو سه هزار ذرع كه داخل درّه مىشود ، از دو طرف درّه‌ها را خشك كرده و ديوارى عريض سنگى گذارده ، از براى او دهنه قرار داده‌اند ، مثل « باليستيك » ، « 1 » دم دهنه هم توپ و چراغ در هر طرف گذارده شده است ، چراغ‌هاى بزرگ كه خيلى بلند و قرمز رنگ [ است ] ، دور دره از طرف مغرب آبادتر ، از طرف مشرق كمتر شهر و آبادى است ، خواستم سوار طراده شده ، بروم تماشا نگذاشتند و از طرف ناخوشى « ايران » ميل ندارند كه كسى از حاج وارد شهر آنها بشود . بندرگاه بُلْغر اول غروب روز شنبه غرّهء ذيقعده رسيديم به بندرگاه « بلغر » ، « 2 » وضع و شكل آن به عينه مثل بندر سابق است ، مگر اينكه دره‌اش وسيع‌تر و دو سدّ در ميان دره داشت و پل هم دارد ، كشتى تا پهلوى پل آمد ، مهيّاى رفتن شهر شد ، گفتند نيم ساعت ديگر دكتر مىآيد ، آن وقت اجازه مىدهند ، نيم ساعت بعد هم دكتر آمد و قرار شد كه آنچه « روس » در كشتى است ، به شهر برود و اما « حاج ايران » را قدغن كرده ، نگذاشتند ، دو نفر پليس دم پل ايستاده ، احدى از حاج را نگذاشت داخل شهر و از كشتى خارج شود ، بار هم چون پوست گاو بسيارى بود بر بالاى [ آن ] ، نگذاشتند فرود آورند ، طراده‌هاى بادى بزرگ آوردند ، به طراده حمل كردند ، كه دو سه روزى در روى دريا « كرانتين » « 3 » شود . شنبه تا نصف متصلًا بار مىداد و صداهاى مهيب چرخ خيلى ناگوار بود ، روز هم تا دو ساعت به غروب باد خيلى سخت مىآمد ، و كشتى منقلب بود ، نهار پلو خوبى و خورش مرغ داشتيم ، ولى به جهت انقلاب هوا ابداً دست نزديم ، اول غروب كه كشتى ايستاد و قدرى حالمان بهتر شده بود ، چون روز نهار نخورده بوديم ، همان غذاى روز را صرف كرديم . مختصراً آمدن به « مكه » از اين راه موجب ثواب كه نخواهد بود ، قطعاً موجب

--> ( 1 ) - مربوط به علم توپ اندازى ، و نيز به علمى كه درباره حركت پرتاپ گلوله و موشك گفته مىشود . ( 2 ) - بلغار BURGAR ( 3 ) - قرنطينه .