داود بن علينقى وزير وظايف

46

سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )

است ، و راه به درياى ديگر ندارد و آنها جدايش مىدانند . و بعضى را عقيده اين است كه از زير به درياى ديگر راه دارد ، به جهت كثرت رودخانه‌ها كه به او مىريزد و تفاوتى در آب او به هم نمىرسد ، ولى بر حسب تحقيق به درياى ديگر راه ندارد ، بزرگترين درياهاى داخلى « ايران » است ، سرحد بين « روس » و « ايران » است ، منتهاى طول آن صد و نود و شش فرسخ ، و عريض‌ترين نقاط آن هفتاد و دو فرسخ ، و كمترين عرضش بيست و نه فرسخ است ، عميق‌ترين مواضع آن هشتصد و شصت و يك ذرع ، [ و ] تمام سطحش يازده هزار و سيصد و شش فرسخ مىشود ، شانزده رودخانه بزرگ به او مىريزند ، در طول و عرض آن هم اختلاف است ، نزديك‌تر به تحقيق اين است كه ما نوشته‌ايم ، بزرگترين رودى كه به او مىريزد ، از طرف شمال يكى « ولگا » است ، و ديگرى « آرال » ، و از طرف مغرب رود « اترك » و « كر » و « ارس » است ، اين دريا آبش شور و خالى از جواهرات است ، فقط منحصر است منافع آن به ماهى ، كه ماهى زيادى صيد كرده ، اغلب به « روسيه » و كمى هم به « ايران » مىبرند ، جزر و مد هم ندارد و آبش سبزرنگ و مايل به سياهى ، قعرش گل و لجن ، و گاهى سنگ سفيد ديده مىشود . « رود جيحون » در ششصد سال قبل به اين دريا مىريخته است ، بلكه عقيده جمعى اين است كه « آرال » و « خزر » به هم وصل بوده است ، ولى اكنون رود « جيحون » به درياى « آرال » مىريزد و « پطر كبير » در عصر خود خيال داشت كه منصب « 1 » « جيحون » را به خزر برگرداند ، روزگار او را فرصت نداده ، اقداماتش بىنتيجه ماند . جزاير در اين [ دريا ] بسيار است ، و اغلب پر از اشجار و مراتع خوب و آب‌هاى شيرين ، ليكن همه خالى از سكنه است ، در يك طرف آن بنادر معروفه خاك « ايران » است ، از قبيل « انزلى » و « مشهد سر » و « بندر جز » ، « 2 » و « ميان كاله » و غيره ، و از طرف ديگر بنادر خاك « روس » است ، از قبيل « بادكوبه » و « تازه شهر » كه « كراسناوسكى » مىگويند ، و

--> ( 1 ) - مصّب ( 2 ) - بندر گز .