داود بن علينقى وزير وظايف
34
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
براى حضرت احديت سهل شمرده ، خوانديم : گر تيغ بارد از كوى آن ماه * گردن نهاديم الحكم للَّه احْتَسِبْهُ عِنْد اللَّه تَعالى « 1 » كلاته شاه محمد از « قوچان » تا « كلاته شاه محمد » كه در ميان كوه است ، راه درست به مقابل قبله مىرود ، و از ميان ده « كلاته شاه محمد » كه تقريباً هفتاد هشتاد خانهوار « كُرد زعفرانلو » در او منزل دارند ، يك مرتبه راه منحرف مىشود به طرف « قطب شمال » تا به « امام قليا » و همچنين بعد از او تا خود « عشق آباد » به همين قسم راه مىرود . از « امام قليا » كه يك فرسخى مىگذرد ، در « بادام » دهى معتبر است و همچنين مىرسد به ميان دره تنگ كه « على آقا » نامى زعفرانلو ، كه پدرش سالها در ميان « عثمانى » بوده است ، كاروانسرايى ساخته است ، خيلى جاى با صفائى و آب خوبى دارد ، هوا قدرى سرد بود ، اگر بهار باشد ، اين دره خيلى جاى باصفاى خوبى است ، راه هم خيلى خوب ساخته شده ، و خيلى زحمت كشيده و پول خرج كرده و سنگ برىها كردهاند . از دره تنگى عبور شد ، كه كوه را بهقدر چهار ذرع عرض ، و دويست ذرع تقريباً طول بريدهاند ، و ارابه رو كردهاند . از آنجا كه رد شد ، قهوهخانه مختصرى و چند خانوار سكنى كردهاند ، كه آب آنها از چاه است ، ده بيست دقيقه توقف كردم ، پنير خيلى خوبى ديدم ، قدرى پنير از قرار من تبريز پانزده قران خريدم ، و رد شده رسيديم به گردنهء خيلى صعب ، كه الحق خيلى خوب ساختهاند ، و بهتر از گردنهاى كه نرسيده به « امام قليا » است ، ساخته شده است و خيلى صعبتر است ، تا به « شمخال » دو سه گردنه صعب است ، كه خوب ساخته شده است . شمخال « شمخال » قريهاى است ، قدرى از راه منحرف ، از دور ديدم ، تقريباً صدخانوار بايد
--> ( 1 ) - آن را به حساب خدا منظور دار .