داود بن علينقى وزير وظايف
227
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
ساعت بعد وارد شدند ، مال از « كربلا » به « طهران » كجاوهاى بيست و سه تومان و سرنشين و بار يازده تومان و پنج هزار كرايه شده ، صبح يكشنبه وارد « كاظمين » عليهما السلام شده ، در منزل « سيد عبدالحسين ابن سيد احمد » كه سيدى معقول و خوب و از خدام است ، منزل كرديم ، منزل خوبى دارد . روز بعد را رفتم « بغداد » ، چندان جلوهاى نكرد ، نسبت به « شام » دهى خراب است ، اسبى اگرچه در « كربلا » خريده بودم ، اين جا هم اسبى ديگر ديدم و به نظرم خوب آمد خريدم . قدرى هم اسباب خريدم و مراجعت كردم . رفت و آمد با واگون اسبى مىشود ، در هر نيم ساعت يك واگون از « كاظمين » و يكى از « بغداد » حركت مىكند . نفرى دو قمرى كه يك قران باشد مىگيرند ، يك روز هم « نواب منتصر الملك » را ملاقات كردم ، در « بغداد » منزل مختصرى كنار « دجله » گرفته است ، حالش هم قدرى بهتر از سابق است ، اما خيلى صدمه خورده است . نوشتهاى از « جناب مستطاب آقاى متولى مسجد » از « مشهد » رسيده بود ، در او بعضى اخبار بود ، از قبيل عزل « جناب خبيرالدوله » و رفتن « جناب اعتضاد التوليه » به « دره جَز » « 1 » و غيره ، از عزل « جناب خبيرالدوله » متأسف شدم . تا روز جمعه در « كاظمين » توقف كرده ، زيارت « كاظمين » عليهما السلام كرده ، همه رفقا را ياد كردم . روز جمعه ارابهاى مقطوع يعنى دربست ، براى « سرّ من رأى » « 2 » بيست مجيدى كرايه كرده ، سه به غروب حركت كردم . در بين راه سه جا مال عوض مىكنند . چهار منزل راه است ، در كمال عجله مىرود ، دو آبادى معتبر ، يكى « وحيل » و ديگر « بلد » در بين راه است . صبح يك ساعت از آفتاب گذشته ، روز شنبه وارد « كنار دجله » شديم ، چون جسر خراب بود ، « غفه » حاضر بود ، نفرى يك قران داده ، سوار « غفه » شده ، از شط عبور كرديم . كنار شط « شيخ خليل » نامى ، از خدام آنجا كه شيعهء « سرّ من رآه » منحصر به او و برادر او است ، ديگر از خدام كسى شيعه نيست ، جلو آمده بود ، بر حسب توصيه ، منزل او رفتم ، منزل خيلى خوبى داشت ، « ملك ميرزا تاجر » و در اجاره او است ، چون شب را نخوابيده
--> ( 1 ) - در گز . ( 2 ) - سامرا شهرى است بين بغداد و تكريت و مدفن امامان همامان امام عسگرى و امام هادى عليهم السلام است .