داود بن علينقى وزير وظايف
191
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
خشتهاى كاشى معرّق خيلى خوب ، دو چهل چراغ دوازده شاخه ، چهار پنج قنديل زيتى ، هشت ديوار كوب ، دو شاخه بلور ، فرشهاى قالى ، روى آن قاليچههاى خوب انداخته ، پردههاى مفتول دوزى خيلى خوب ، ضريحى از آهن مشبك طولانى ، صندوقى هم در او هست ، اين صندوقها اغلب بلكه همه از سنگ مرمر است ، روى آنها صندوق پوش ، بالاى صندوق در بالا سر ، عمامه سبز خيلى بزرگ ، كه زير آن همكلاهى از نمد دوازده ترك دارد ، گذاردهاند . پنج قبر ديگر هم پشت سر هست ، دو قبر را مىگويند ، از دو پسر « محىالدين » و يكى هم روى آن نوشتهاند « سيد عبدالقادر المحتلى المغربى » ، دو قبر ديگرى هم هست كه از دو نفر والى « شام » است كه بالاى آنها نوشتهاند : « والى سوريه » ، خيلى سرداب و مسجد خوشگل و مزين است ، گويا اين مزار خيلى محترم و زيارتگاه اهل شام است ، جمعيت بسيارى بودند ، زيارت مىكردند . محي الدين عربى « محىالدين عربى » ، از مشاهير رجال و شرح احوال او به طريق اختصار از اين قرار است : كنيت او « ابوبكر » لقبش « محى الدين » ، اسمش « محمد بن على بن احمد « 1 » بن عبداللَّه الطائى الحاتمى الاندلسى » ، از اولاد « حاتم طائى » معروف است ، از اهالى « اندلس » ، و متصوفه نيز او را « قشيرى » گويند « 2 » از مشاهير و كبار صوفيه است ، مصنفات بسيار دارد كه از آن جمله است « فصوص الحكم » ، و فتوحات مكيّه ، كه هر دوى آنها متداول بين مردم و از مشاهير كتب است . علماى اهل سنت و جماعت ، از وى تمجيدات زياد نوشتهاند ، به خصوص كسانى كه ميل به رشته تصوف داشته ، در تعريف و تمجيد وى مبالغه زياد كردهاند ، در علماى اثنى عشريه ، احوالاتش مختلفٌ فيه است ، بعضى شيعه و حكيم متشرعش مىدانند ، و برخى او را كافر و بىدينش نامند ، جمعى او را « مخربالدين » خوانند . ولادتش در ماه رمضان پانصد و شصت هجرى ، در شهر « مرسيه » كه از شهرهاى
--> ( 1 ) - در متن محمد آمده كه احمد صحيح است . ( 2 ) - در متن اين چنين آمده : و قشيرى نيز او را گويند متصوفه .