داود بن علينقى وزير وظايف
183
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
مرمر است ، صحن آن قدرى مخروبه است ، تعمير مىكنند ، از مساجد قديمه است و اول مسجدى است كه در شام نماز ظهر به طريقه اسلام در او اداء شد ، حالا هم خيلى مسجد خوبى [ است ] و چنين مسجد كمتر يافت مىشود ، در تعريف جلگه و شهر و كوه و خيابانها و عمارات شام هر قدر بنويسم ، باز هم نمىتوانم احصاء كنم . من گنگ خواب ديده و عالم تمام كر * من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش حقيقتاً جاى غريب عجيبى است ، شيرينىهاى خوب در بازار اينجا مىسازند ، اطعمه بسيار ، برف زياد در بازار مىفروشند ، و از كوهى كه پر برف بود تا شهر ، بيش از يك فرسخ و نيم نبود ، اما آبهاى آن محتاج به برف نيست ، در نهايت سردى و خوشگوارى است ، بلكه برف آب را بد طعم مىكند ، اسبهاى خوب ، يابوهاى مرفه خيلى تندرو ، « شام » همه چيز خوب دارد ، آب از در و ديوار آن جارى است ، و همه كوچهها و همه خانهها ، همه مساجد ، آبهاى جارى متعدد دارد ، فوارهها كه پنج شش ذرع جستن مىكند ، تعريف « شام » تمامى نيست . مقابر مشهور شام مقابر مشهوره در « شام » ، يكى « خرابه شام » است ، كه قبر « حضرت رقيه بنت الحسين » - سلام اللَّه عليهما - است ، و قبر ديگرى هم كوچكتر در او هست كه خادم آنجا مىگفت : دستهاى « حضرت ابوالفضل » در اينجا مدفون است ، زير بازارچه حياتى كوچك است و اطاقى مستطيلى پشت سر هم كه عرض هر كدام چهار ذرع و طول هفت ذرع است ، سقف چوبى و تخته ديوارها سنگ ، تا ازاره فرشهاى قالى مفروش ، پردههاى خوب ، آب جارى ، در حيات آن حوض خوشگل جاى خوبى است . قبرستان شام در « قبرستان شام » هم كه خارج دروازه است ، مقبرههاى بسيار است ، يكى را مىگويند قبور رؤس شهدا - سلام اللَّه عليه - ، ديگرى بقعه كوچكى و گنبد مختصرى ،