سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
66
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )
تحصيل اذن آمده نشست . صحبتهاى مناسب با او داشتيم و بعد از نيم ساعت رفت . آدم هوشيار آگاهى بود و زبان هم مىدانست . اسمش موسيو قودرياسف بود . تلگراف معينالملك را كه به زبان فرانسه بود او ترجمه كرد . عصرى براى تفرج سوار شده گردش كرديم و مشهدى نصرالله ترك را كه به جهت ترجمهء زبان روسى همراه آورده بوديم امروز مرخص كرديم كه نزد حاكم سراتسين برود و كاغذى هم نوشته هديه فرستاديم . شنبه بيست و ششم از ادسا حركت نموده به كنار درياى قرادنگيز آمده در كشتى فرانسه نشستيم . حاكم و رئيس پليس و رئيس دستگاه خاموش كردن حريق و قونسول و پسر و دامادش و ناظم مهام خارجه تا به كشتى براى مشايعت آمده وداع كرده رفتند . بحر قرادنگيز اين دريا را به فارسى درياى سياه و نيلگون مىنامند . آب آن مايل به سياهى است و جزر و مد ندارد و چندان عميق نيست و نهايت عمق آن در بنادر شمالى يكهزار و بيست و يك قلّاج است . و دو سه جزيره در طرف ادسا دارد كه چندان معتنابه نمىشد . آب اين دريا به جهت ورود انهار عديده چندان شور نيست و به همين جهت مزهء ماهى آن مانند مزهء ماهى ساير درياها خوب نباشد زيرا كه خوبى مزهء ماهى از شورى آب است . لاجرم دو ساعت از روز گذشته ، كشتى فرانسه در درياى قرادنگيز حركت كرده روانه شديم . كشتى زيباى بزرگى بود . آب دريا را با تلمبه به اغلب موارد كشتى جارى كرده بودند كه كثافات را به دريا مىريخت و آب كشتى به واسطهء جريان و اتصالى كه به دريا داشت پاك بود و استعمال آن احتياط و عيب نداشت . عملهجات و اجزاى كشتى هم خيلى با سليقه و مؤدّب بودند . دريا هم امروز و امشب خيلى ملايم بود و به هيچ وجه تلاطم نداشت . اواسط شب قدرى باد تند وزيد و حركت كشتى اندكى تفاوت كرد ، ولى بادى نبود كه سبب تلاطم دريا بشود . كپيتان كشتى احتراماً بيرق شير و خورشيد برپا نمود و نهايت خدمتگزارى را به عمل آورد . حركت رو به جنوب شرقى بود و از ادسا به عرض دريا حركت شد . از محاذات بندر اريكلى گذشتيم .