سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
60
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )
نبود به عمارتى رفته منزل نموديم تا بعد از تهيه اسباب راه حركت نماييم . اين شهر در شش سال قبل از اين ، دهكده بوده است و روسها تازهآباد كردهاند ، بدين جهت چندان رونقى ندارد و مانند ساير شهرهاى فرنگستان زيور و آرايش به هم نرسانده . بالجمله امروز تا يك ساعت به غروب مانده در شهر ساراتسين بوديم ، بليط گرفته شده و اسباب حركت فراهم شده از سير بحر به سير بر افتاديم و در خشكى با كالسكهء بخار رو به شمال غربى حركت نموديم . دو سمت راهآهن يا زراعت بود يا سبزه و درخت و جنگل و آبادىهاى معتبر دارد . گلههاى گوسفند و خوك و ماديان در صحرا چرا مىنمايند و در هرجا رودخانه باشد ، پلهاى محكم بر روى آنها ساختهاند كه كالسكه بخار از روى آنها حركت مىكند و در هرجا كوه بوده است شكافته راه ساختهاند كه كالسكه بخار از ميان آن مىگذرد و مسقّف و پوشيده است و آن را تُنِل مىگويند و جنگلهاى اطراف راهآهن بسيار قشنگ و موزون است و درههاى بسيار باصفا دارد كه از ملاحظهء اآنها شخص محظوظ مىشود و يك قطعه زمين بىسبزه و بىگياه نيست و در رفتن به راهآهن ، حاكم سراتسين ، نهايت خدمتگزارى را به عمل آورد و مشهدى نصرالله نام ترك را كه زبان روسى مىدانست ، از سراتسين همراه برديم . راهآهن بدانكه راهآهن را شُمَندُفِر مىنامند . شمن به معنى راه است . « د » حرف اضافه است . « فر » به معنى آهن است . و چرخ بخار راهآهن مشتمل است بر ديگ بخارى كه بر روى عرّاده است و كورهاى كه در عقب آن است و در هر طرف ديگر بخار استوانهاى واقع است كه تُلمبه در آنها حركت مىكند و بخار آب احداث حركت كرده از دودكش ديگ داخل كره هوا مىشود و در پشت سر چرخ بخار كالسكهء ديگر هست كه متصل به آن است و ذخيرهء ذغال و آب است و به واسطهء تلمبه كه چرخ اول حركت مىدهد ، آب لازم را داخل ديگ مىكند و بر اين چرخ بخار كالسكههاى متعدده بسته شده است كه آنها را واگن مىنامند و هر يك از آنها به يكديگر ، به واسطهء پلهاى كوچك آهنى رابطه و اتصال دارند و مردم از اين كالسكه به آن كالسكه مىروند و وضع آنها مانند اطاقهاى بزرگ و كوچك است و از