سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه

42

سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )

و جميع مراتب از هر طرف ايوان و غلام گردش « 1 » دارد و بناى آن تماماً از آجر و سنگ و گچ است مگر همان غلام گردش‌ها كه از چوب مُنقّش است و تمام اسباب لازمه از فرش و ميز و صندلى و آينه و اسباب چراغ خوب در آنجا موجود و آماده است و سمت شرق و شمال آن دريا است و به جهت حفظ از رطوبت هوا ، دو سمت آن را كخه به دريا نظر مىكند ، پرده‌اى از نى كشيده بودند . ارتفاع اين برج تقريباً بيست و دو ذرع است . سدى در پايين عمارت در كنار آب مرداب ساخته‌اند . از سمت شرقى به واسطهء رخنه آن خرابى به هم رسانيده است . امروز هوا اعتدالى داشت و آفتاب طالع و دريا ساكن و آرام . كشتى حاجى شيخعلى امروز به حركت افتاد ، پاره‌اى از حجاج از قبيل نايب‌الصدر و ميرزا مهدى برادر اكبرخان با اين كشتى رفتند . از قرارى كه مىگفتند ، كشتى مزبور چندان اعتبارى ندارد . به اين جهت با آن كشتى حركت ننموده منتظر كشتى كمپانى روس شديم كه روز يك‌شنبه موعود آمدن آن است . انزلى در شمال رشت و غربى بوغاز مُرداب واقع است و سه طرف آن آب است و يك طرف آن خشكى و متصل به طوالش مىشود نظير شبه‌الجزيره است و در سمت شرقى آن جزيره است كه آن را غازيان گويند . ما بين غازيان و انزلى كه مُرداب داخل دريا مىشود ، سيصد و شصت ذرع طول آن است . و در غازيان آبادى و تلگرافخانه و باستيان « 2 » است . اما باستيان آنجا به جهت طغيان آب ويران و خراب است . و در غازيان يك ذرع كه زمين را حفر مىكنند ، آب شيرين بيرون مىآيد و در سمت جنوب انزلى جزيره است كه آن را ميان شيته مىنامند و قريب هشتاد ذرع طول آن است و منتهاى عرض آن سيصد ذرع و در ما بين آن دو جزيره از ميان مرداب ، نىها روييده ، بالا آمده است و آنجا را اهالى انزلى قلم گودى مىنامند و از قرارى كه مىگفتند آن محل در قديم خشك بوده ، به مرور دهور مغمور آب شده است . بالجمله انزلى آبادى معتبر از خانه‌ها و كاروانسرا و بازار و توپخانه و سربازخانه دارد . بازارچه طويلى هم در كنار اسكله واقع است كه از هر قبيل اصناف در آنجا نشسته‌اند و اين بندر استعداد همه نوع آبادى دارد كه از جانب دولت قاهره بذل اهتمامى بشود ، مانند بنار خوب فرنگستان خواهد شد . يكشنبه بيست و نهم رمضان ، وعدهء آمدن كشتى كمپانى روس بود و نايب قونسول روس هم به همين ملاحظه از شهر رشت تا انزلى آمد كه ما را راه بيندازد ، اما كشتى نيامد و از موعد خود تخلف كرد . والى هم براى راه انداختن ما تا امروز در انزلى بود ، چون عيد فطر در پيش بود و بايد براى تهيهء ملزومات عيد در شهر باشد ، اجازه خواسته از انزلى رفت .

--> ( 1 ) . ايوان ميان دو عمارت . راهرو ، كريدور . براى معانى ديگر نك دهخدا ، ذيل مورد . ( 2 ) . استحكام برآمدهء برج مانندى كه در قلعه مىسازند ، اين لغت فرانسوى است .