محمد تقوى قزوينى
84
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى )
[ شروع حركت به سمت بغداد و وجود آستان امامزادگان بين راه ] بارى ، تقريباً امروز ظهر بود كه ماشين آمد و پنج ساعت [ و ] ربع به غروب مانده حركت نمود . سوار شديم ، حركت كرديم و هر نفرى نه روپيه [ و ] يك آنه « 1 » كرايه گرفتند و كرايه جنازه هم نه روپيه الا ربع روپيه گرفتند ، ولى جنازهها به تفاوت است در كرايه . [ 21 ] و آستان سيدهاى متعددى در بين راه دارد ؛ ولى يك آستان سيد خيلى بزرگى است كه از قورهتو مفصلتر است و در هركدام از آنها توقف مىنمايد به تفاوت . در يكى از آنها تذكره ايرانى و پاس انگليسى را رؤيت مىنمايند و ملاحظه مىكنند و امضاء مىنمايند . همه جا آمديم ، رسيديم به كوهى كه در دو نقطه زير كوه را شكافته و شمندُفر از آنجا عبور مىنمايد ، ولى خيلى مختصر است و كوههاى زيادى هم از بالا إلى تحت او شكافته ، ولى سر او باز است كه شمندفر عبور مىكند و تقريباً از روى ساعت ، اين شمندفر ، هر ده دقيقه ، يك فرسنگ طى مىكند ، ولى توقف او در آستان سيدها زياد است و در بين راهها هم كه آمديم ، هوا بسيار گرم است و در همه جا غلّه درو مىنمايند . قراء و دهات خيلى كم است در بين راه و شب را هم در سيريم . إلى نيم ساعت به اذان صبح مانده در حركتيم كه در آن موقع رسيديم به ماشينخانه بغداد . پايين آمديم ، رفتيم در يك محوطه خرابه كه پشت ماشينخانه [ بود ] و در آنجا ما را نگه داشتند و احمال و اثقال ما را رؤيت نمودند از جهت گمرك ، و چايى از قهوهخانه آنجا صرف شد و نماز صبح خوانده شد . و از قورهتو إلى بغداد ، از قرار تقرير يكى از اهل ماشينخانه ، بيستوپنج فرسنگ
--> ( 1 ) . يك چهارم روپيه .