محمد تقوى قزوينى
78
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى )
داريد فورى . فرمان او را از روى عدم التفات پى نكردند . بعد از التفات آنها خيلى به چستى و چالاكى حركت نمود ، ولى خيلى به سرعت رسيد به يكى از سورچىها ، كتك زيادى آن بىچاره را زد . بعد ما اظهار نموديم كه اجازه بدهيد احمال و اثقال را ببنديم ، ولى بعد از ديدن تذكرههاى ما كه در كرمانشاهان گرفته بوديم ، اجازه داد ، [ بارهاىمان را ] بستيم [ 16 ] و حركت نموديم ، ولى خدا مىداند از اين تندى و تغير آنها چه بر ما گذشت ! بلى ، ما ايرانىها همين كه يك تسلط مختصرى به دو نفر پيدا نموديم ، همينطور خودمان را مالك رقاب و مولاى آن دو نفر مىدانيم ، از خود بىخود مىشويم . [ ادامه مسير از قريه ماهىدشت و هارونآباد ] غرض ، حركت نموديم ، قريب ظهر وارد به قريه ماهىدشت « 1 » شديم . اين قريه تقريباً سى خانوار رعيتنشين است وملكى مرحوم معتضد الدوله كرمانشاهانى است . بعد از صرف ناهار و چايى سوار شديم و تذكره جنازه ما را هم امضاء نمودند ، حركت كرديم ، ولى امروز راه ما صعب است و اغلب از ميان كوهها مىگذرد و گردنههاى صعب و سختى دارد . همه جا آمديم ، قريب نيم ساعت به غروب مانده ، وارد به قريه هارون آباد شديم . اين قريه هم تمام كردنشين است و تقريباً هفتاد خانوار است . بعد از صرف چايى و شام خوابيديم . و امروز ده فرسنگ پيموديم .
--> ( 1 ) . ماهىدشت و هارونآباد و فيروزآباد از بلوكات كرمانشاهان است . حد شمالى آن روانسر و حد شرقى آن كرمانشاه و حد جنوبى لرستان و حد غربى رود كرند است . اراضى آن حاصلخيز و ييلاق ايلهاى كلهر و سنجابى است . ( از جغرافياى سياسى كيهان ص 454 ) .