محمد تقوى قزوينى

68

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى )

منزل نموديم بعد از صرف شام و غذا خوابيديم . صبح يوم دوشنبه ، نوزدهم ، از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى سوار شديم ، حركت كرديم . همه جا عبور ما از دامنه كوه الوند بود . منظره خوبى داشت . در تحت كوه ، آبادىهاى زياد و نهرهاى آب بسيارى از كوه الوند در جريان بود . [ عبور از حاجىآباد و گردنه‌هاى اسدآباد و ورود به قريه اسدآباد ] همه جا آمديم إلى حاجىآباد « 1 » ، ولى منزلگاه درستى نبود ؛ در ميان كالسكه ، چايى و ناهار صرف شد و سورچى هم قورموتى « 2 » به مال‌ها داد و سوار شديم . عبور ما از گردنه‌هاى اسدآباد « 3 » بود ؛ گردنه‌هاى سختى و پرتگاهى بود ، ولى جاده چون شوسه شده است ، محل اطمينان است ، و لكن همسفرهاى ما كه سه نفر از اهل رشت هستند ، يكى از اسب‌هاى كالسكه آن‌ها بسيار شرور بود ؛ در چند جا از خط جاده خارج شد [ 8 ] و اختيار را از دست سورچى خارج نمود . اگر در جاهاى پرتگاه بود ، خيلى سخت بود ، ولى همه جا خدا حافظ بود . بارى ، به سر قلّه كوه كه رسيديم ، ابرى بالا آمد و باد شديدى وزيد و خيلى سخت

--> ( 1 ) . قريه‌اى كنار راه همدان و كرمانشاهان ميان بيل ورى و رحيم آباد ، در 541000 گزى طهران . ( لغتنامه دهخدا ) ( 2 ) . مخلوط كاه و يونجه و جوكه به اسب دهند . ( 3 ) . ناحيتى از بلوك همدان . حد شمالى مهربان ، حد شرقى چهاربلوك ، حد جنوبى كنگاور و تويسركان و حد غربى سُنقر . عده قرى 124 ، جمعيت در حدود 37000 تن ، مركز آن نيز اسدآباد كه در راه همدان به كرمانشاه است و گردنه معروفى دارد كه در موقع زمستان غالباً از برف مستور مىشود و قصبه اسدآباد در دامنه آن قرار گرفته . ( جغرافياى سياسى كيهان ص 383 ) ؛ و آن كنار راه همدان و كرمانشاه ميان شهرآب و دهنبران در 434 هزارگزى تهران است و پستخانه و تلگرافخانه دارد و مولد سيدجمال الدين اسدآبادى متخلص به افغانى است . ياقوت گويد : اسدآباد شهرى است كه اسدبن ذى السرو الحميرى به هنگام عبور از آنجا با تبع عمارت كرد و ايرانيان سين را به معجمه ساكن تلفظ كنند و آن شهرى است كه تا همدان يك منزل راه است و بين آن و مطابخ كسرى سه فرسنگ است و تا قصر اللصوص چهار فرسنگ و جماعتى بسيار از اهل علم و حديث بدان‌جا نسبت دارند . ( معجم البلدان ) .