محمد تقوى قزوينى

61

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى )

تقريباً يك ساعت به غروب مانده بود كه وارد شده و امروز هشت فرسنگ قطع مسافت نموده‌ايم . و اين قريه بسيار خوبى است . قرب هشتصد خانوار رعيت‌نشين دارد ؛ متعلق به سيد بحرينى است و اراضى بسيار خوبى دارد كه از براى زراعت خيلى خوب است و حاصل‌خيز است و داراى چندين قنات است و از رودخانه خررود « 1 » و ابهررود هم آب مىگيرند . غرض ، وارد به سرايى شديم كه تقريباً چند سال مختصرى است كه ساخته و آباد شده و منزل [ 2 ] خوبى داشت ، گرفتيم ، ولى امشب همه كسالت داريم ، چون چندين هنگام است كه خواب كاملى ننموده‌ايم و بر خلاف عادت و معمولى ، همه روزه حركت نموده‌ايم . آقاى اخوى از اول شب خوابيدند و ما هم دو ساعت از شب رفته ، به اتفاق همراهان ، بعد از صرف چايى و غذا خوابيديم . [ دومين روز سفر و خرابى مَركب ] يوم پنجشنبه ، پانزدهم شهر شعبان ، صبح از خواب برخاستيم و چايى را صرف نموديم ، سوار شده ، حركت كرديم . پانصد قدمى بيش از منزل دور نشده بوديم كه چرخ دستگاه معيوب شد . پايين آمديم و چون سورچى « 2 » ما كامل از علم خودش نبود ، « 3 » نتوانست درست نمايد ؛ اظهار نمود كه مهترم « 4 » را مىفرستم به قزوين چرخ را ببرد درست نمايد ، بياورد . چون چاره نبود ؛ لهذا قبول نموده و مهتر خودش را سوار نمود به يكى از اسب‌ها ، ولى

--> ( 1 ) . نام رودى است كه در ولايت قزوين جارى مىباشد و پس از اتصال با ابهررود و كردان تشكيل رود شور را مىدهد . ( لغت نامه دهخدا ، يادداشت به خط مؤلف ) . ( 2 ) . درشكه چى . ( 3 ) . دركارش مهارت نداشت . ( 4 ) . آن كه اسب‌ها را تيمار مىكند .