محمد تقوى قزوينى

23

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى )

كه مردم به سازنده كشتى بخار اعتماد دارند ، به خالق بخار اعتقاد ندارند » . و در صفحه 291 خلاصه وصف حال ساكنين هندوستان و مذاهب مختلفه ايشان را به نظم درآورده و به نقل چند بيتى اكتفا مىنمايد : مرا دست قضا افكند چون باز * بسوى مرز هند از ملك شيراز در آن كشور گروهى از هنودند * كه آنجا سالها هستند و بودند يكى پوزش بر گوساله برده * يكى خورشيد را يزدان شمرده سوى ديگر گروه شوربختى * توسل جسته هردم از درختى كشيده بر جبين همچون پلنگى * هزاران شكل و هرشكلى برنگى ز بول گاو اين يك شست و شويش * ز آب گنگ آن ديگر وضويش گروهى ديگر از گودرز و بهمن * گزيده اندر ان كشور نشيمن و ليكن اصلشان بر باد رفته * نژاد خويششان از ياد رفته به ظاهر جمله بر قانون زردشت * به باطن خالى از هر كيششان مشت گروهى نيز آنجا از يهوداند * كه از هر فتنه آنجا خوش غنودند گروهى چند هست از اهل اسلام * كه ننگ آرد اگرشان بشمرم نام اگر زايشان شمارم هر فضيحت * بسى شرم آرم از صاحب شريعت گروهى كاندر ان كشور عزيزاند * گروه بىتميز انگريزند مسخر كرده ملكى را به تزوير * به حيلت برده آهو از كف شير سراسر در خيال مال خويش‌اند * به‌خود نوشند و بر هر فرقه نيش‌اند فتوت پيش‌شان گم‌گشته نام است * وفا در ملت ايشان حرام است 2 . دومين سفرنامه ، متعلق به بانو علويه كرمانى است كه به سال 1309 ق از كرمان حركت كرده و در مسير رفت به مكه معظمه ، در بمبئى توقف داشته است . هرچند نام دقيق وى به دست نيامده ، ولى از فحواى سفرنامه وى و ملاقات و ديدارهاى وى با برخى صاحب منصبان