صلاح مهدى الفرطوسي ( مترجم : حسين طه )

114

قبر الإمام علي ( ع ) وضريحه ( تاريخچه آستان مطهر امام على ( ع ) ) ( فارسى )

« خداوند به امير ، نيكى عطا فرمايد . مردم اين را از تو نمىخواهند » . سپس گفت : « اى جوان ! پارچه قباطى ( لباسى است كه از كتان بافته مىشود ) را براى من بياور » . آن‌گاه جسد ايشان را در آن پيچيد ، حنوط كرد و در جاى خودش قرار داد . ابوزيد بن طريف مىگويد : « اين مكان روبه‌روى در كاغذسازان ، نزديك قبله مسجد خانه اسكاف است . به‌محض آنكه كسى به اين مكان اعتراف مىنمود و محل آن را فاش مىكرد ، حتماً پيكر مطهر آن حضرت را از آنجا منتقل مىكرد » . « 1 » ابن‌كثير اين روايت را با همين سلسله اسناد در كتاب « البداية و النهاية » روايت كرده است . اما آن را به كتاب خطيب يا ديگران ارجاع نداده است . بىشك ، اين روايت را مىتوان تكذيب نمود و باطل اعلام كرد ؛ چنان‌كه مىتوان راويان آن را زير سؤال برد ؛ چراكه تمامى منابعى كه زندگىنامه امام على ( ع ) را بازگو كرده‌اند ، گفته‌اند كه سر ايشان مو نداشت ؛ به‌طورىكه حضرت به « انزع البطلين » ( سر طاس شكم بزرگ ) ملقب بود . با اين وجود ، راوى موهاى سفيد او را چگونه ديده است ؟ از طرف ديگر ، اگر اين روايت صحيح بود يا كسى پيدا مىشد كه در جامعه كوفه آن را تأييد كند يا پس از ريشه‌كن شدن حكومت بنىاميه ، كسى آن را قابل استناد مىدانست ، آيا آن مكان بعد از آن واقعه ، خانه اسكاف شمرده مىشد يا اينكه خاستگاه مردم كوفه به‌طور عام و دوستداران امام على ( ع ) ، به‌طور خاص ؟ ! ! به‌ويژه پس از آنكه مشاهده كرديم كه شيعيان آن حضرت ( ع ) با اماكنى كه امام على ( ع ) در آنجا توقف كرده بود يا حتى كسى در خواب ديده بود كه امام على ( ع ) از آنجا عبور مىكند ، چه برخوردى كرده بودند ؛ آنان در اين اماكن ، گنبدهايى برافراشتند و آنها را به زيارتگاه تبديل نمودند .

--> ( 1 ) . تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 371 .