الشيخ رسول جعفريان

47

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )

شام رسيديم به استانسون ، محاذات تبوك كه در هفده منزلى مدينه واقع است . در آنجا ماشين از براى تعشّىِ حاج ، قرب نيم ساعت توقف كرد . در آنجا نيز همه قسم ملزومات حاضر بود ؛ خصوصاً رطب تازه از نخل چيده كه در آنجا نوبر شده ، ولى آب بسيار بدى داشت كه ابداً قابل شرب نبود و هوا هم در نهايت گرمى وخشكى بود . شهر تبوك محسوس نمىشد . گويا در يك ميلى جاده مكان پستى به سمت غربى واقع بوده است . با وجودى كه آن مهمانخانهء تبوك قانوناً جاى قرنطينهء حاج بوده و همه ساله رسماً حاج را در وقت عبور لااقل پنج شبانه روز در آنجا نگه مىداشتند ، از الطاف خدايى ما را در آنجا بيش از نيم ساعت معطل نكردند كه ماشين به راه افتاد ؛ ولى اعراب بدوى در دو طرف خط ماشين از اناث و ذكور مانند جانورات آدمخوار به اشكال مختلفه حتى الكلب و الخنزير به عنوان تكدّى بهطورى حمله به ماشين مىآوردند كه ما را به گمان آنكه بايد ماشين و ما را ببلعند ؛ يعنى فى الحقيقه [ اگر ] جلوگيرى عساكر مواظبين ماشين نمىشد ماشين را مىخوردند تا آنكه وقت نماز صبح روز جمعه نهم رسيديم به استونسون ، محاذات مدائن حضرت صالح ( ع ) كه در آن نقطه از بابت بيچارگى كه از بابت حاجت به آب پيدا كرديم ، آب گرم متعفّن را از آن اعراب كذا و كذا خريدارى نموديم . ناچار رفع حاجت نموديم . بعد ازحركت ازآنجا كوه‌هاى بزرگ بسيار مطوّل [ 32 ] از اطراف مشاهده و تمام آن بيابان سنگستان غير از درخت‌هاى مغيلان و تل‌هاى ريگ و مخروبه و جاهاى هولناك مهيب كه محسوس و مشهود بود كه به عذاب الهى خراب شده‌اند ، حتى آن