الشيخ رسول جعفريان

35

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )

آنجا گذشت ، كرجى رسيد به التقاء بغاظين كه يك بغاظ [ بوغاز ] مسافت 9 فرسخ از بحر اسود منشعب و يك بغاظ ديگر هم قرب 9 فرسخ از بحر ابيض كه درياى عمان باشد منشق و دولت عثمانى در سوابق ايام به چندين كرور مخارج اين دو دريا را به توسط اين دو بغاظ كه دو رود معظم مصنوعى باشند بهم وصل نمود و التقاء و اتصاف بحرين در زير شهر اسلامبول اتفاق افتاده كه هر كس نديده وقتى كه آن همت و دولت و زحمت سلطنت را ديد آن وقت مىفهمد كه سلاطين اين زمان ما ايرانيان چه قدر در فكر چهار روزه تن پرورى خود و در مقام ذلّت و خوارى و گرفتارى ما بيچاره‌ها بودند و به اين سبب مورد دعاى خير هر كس كه فى الجمله به دول خارجى برخورده است ، واقع گرديده‌اند عليهم ما عليهم . بارى كرجى ما به هزار زحمت با همت بادبان كه اوّل ظهر حركت كرده بود ، نزديك غروبى ما را وارد كشتى نمود . اما چه كشتى كه بلاتشبيه يك قصر شش درجه كه بر خلاف كشتى اوّل ، تلافى كثافت و نجاست و رذالت اهل آن را نمود كه هرچه [ 22 ] تعريف شود كم دارد . كشتى نبود بلكه يك شهر معتبر بود كه تمام لوازمات در او حاضر ومنازل پاكيزه وسيع معتبر ، اتاقهاى ظريف پاكيزه ، باركشتى منحصر به‌حاج ، آن هم اكثرش از خواص . اجزاى كشتى در كمال رأفت و انسانيت ، جاى هر كسى در كمال وسعت و نظافت به نحوى اسباب خوشوقتى در آن كشتى مهيا شد كه تمام مدت وقوف در وى تمامى شبها مجلس اقامهء عزاى حضرت سيد الشهدا برپا . ساعت از دوى شب گذشته ، شروع به منبر مىشد ، چهار پنج