الشيخ رسول جعفريان

29

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )

نموده ، مسكن گرفتيم . بعد از اينكه در ساعت پنج از آن شبِ اوّل گذشته بود كه كشتى به راه افتاد . وقت صبحى رسيد به بندرگاه قصبه ازرى كه بسيار قصبهء قشنگ ، با صفا و جاى تماشا بود . كشتى در آنجا لنگر انداخت . مدتى در آنجا براى تحصيل بار و سرنشين معطل شد . از بندر ازرى كه حركت كرد ، عصر ضيقى رسيد [ 15 ] در بندر شهر طرابزون كه از شهرهاى بسيار ظريف معمورهء روم كه بسيار پرنعمت و تماشايى بود . رفتار كشتى از سمت شرق به طرف غرب ، شمال درياى سياه جنوب كوه كشيده به وضع طبرستان كه سبز و خرّم و جنگل فاصلهء كوه به دريا ، بعضى نقاط يك ميدان در بعضى موارد تا يك فرسخ تمام نقاط باغ‌هاى مصنوعى از چاى و فندق و مركبات زراعتش ذرات . كشتى قرب هشت ساعت در آنجا حمل بار نمود . بعد حركت كرد . صبح روز ديگرش رسيد مقابل قصبهء ازمير كه قصبهء قشنگى از دور به نظر مىآيد . در آن بندر لوازم بسيار از فواكه وخوردنى وارد كشتى براى فروش شد ، ولى كپيتان بىانصاف بىمذهب از كمال بى انصافى و حرص در اين چند روزه در اين بنادر كه در هرجا لااقل يك نصف روز وقوف نمود ، به قدرى بار و آدم به كشتى حمل كرد كه تمام انبارها مملو از بار ، آن هم به خصوص از فندق و يك انبار منحصر شد به هزار گوسفند كه يك نفر تاجر يهود واحد العين وارد كرده بود و در طبقات و صفحات كشتى از بس كه ازدحام خلايق از مسلمان و كافر ، زنانه و مردانه شد ، ابداً جاى توقف يك مرغ خالى باقى نماند . مخلوق در همه جاى كشتى حتى در كوچه‌هاى صفحه بالا ، كه معبر موال [ مبال ] و غيره بود روى هم ريخته ، و تا شده بى اغراق