الشيخ رسول جعفريان

21

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )

شود ، آن شب را با هزاران لاحول و خوف ، به روز آورديم . روزش را كه جمعه دهم شوال بود ، وقت ظهرى در قايق دولتى از قرار هر نفرى يك قران اجرت براى آن جزئى مسافت ، از قازيان تا انزلى قرار گرفتيم ، دم گمرك خانه انزلى افتاديم . تا وقت عصرى معطل گمركچى بىانصاف مانديم . بعد گمرك چى با دو هزار ناز و كرشمه با چشم‌هاى خمارى تشريف فرما شد . بارها را ملاحظه نمود . تذكره‌ها را هم امضا كرد . از هر نفرى هم سه قران و ده شاهى گرفت . پس وقت غروبى بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها گويان وارد كشتى تجارتى روسى ، از انزلى به بادكوبه از قرار هر نفرى ده مناط قرار گرفتيم . اوّل غروب آفتاب بود كه كشتى به راه افتاد . هر چند كشتى بسيار ظريف و پاكيزه و اجزايش مسلمان ، اما چه فايده كه در هيچ نقطه چنان سختگيرى ديده نشد كه ابداً انسان را اجازهء افروختن آتش براى هيچ ضرورتى حتى سر قليان ندهند ، چه رسد به سماور . بعد هم آب داغ خالى را هر استكانى پنج شاهى بفروشند . نعوذ بالله از اين مسلمانى ! [ بندر آستارا ] [ 8 ] در طلوع صبح پنج شنبه ، يازدهم رسيديم به بندر آستارا . كپيتان خوش انصاف حريص براى تهيهء سرنشين ، كشتى را از صبح تا نزديك غروب در آنجا معطل نموده و تذكره‌ها را هم بالتمام بردند به شهر آستارا ، قُول جديد كشيدند ، آوردند . بعد كشتى مقارن غروب به