الشيخ رسول جعفريان
16
دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )
حجره داشت ، همّت بزرگى در راه اندازى مناط [ منات ] روسى براى ماها نمود . تمام پولهاى نقرهء ماها از قرار هر مناطى پنج هزار و نهصد دينار تبديل به مناط كاغذ گرديد و در تحميل وجه مخارج سفر مخفّف و راحت شديم . پس به جهت تهيهء بعضى از لوازم سفر ، دو - سه روزى در قزوين وقوف نموده تا آن كه در روز سعيد عيد فطر يوم چهارشنبه غُرّهء شوّال المكرّم ما حجاج ثمانيه ، از اهل طالقان يك دستگاه گارى از سيد مَدَل نام قزوينى از قرار هر نفرى 22 قران كرايه تا به رشت اجاره نموده به سورت چىگرى مشهدى رحيم نام قرار گرفتيم . به سمت گيلان حركت نموديم . آن روز هم يك قيامت ثانوى در دم دروازه ، از بابت وداع بعضى از مخصوصين براى ما مهاجرين دست داد كه خواهى و نخواهى ثانياً دل از همه بركنديم و روانه راه گرديديم . ما عدّهء مخصوصهء ثمانيه ، متوكلًا على الله طالباً لرضاه ، راهىِ راه خدا شديم . ياللعجب كه در دم زنجير معروف جاده يكى از مواطنين طريق مشهدى على اكبر نام بعد از استعلام از مقاصد ما نمىدانم به بيچاره چه رسيده بود ، عوض اينكه از ما درخواست دعاى دين يا دنيا نمايد ، قرب يك ساعت نجومى جلو گارى را محكم گرفته ، از فرد فرد ما نزديك به آنكه هر يك از ما را الزام شرعى نمايد ، تمنّاى لعنت و نفرين بر مشروطه خواهان حاليه مىنمود تا آن كه با هزار التماس و منّت از وى رها شديم . [ 4 ] يك ساعت به غروبِ آفتاب ، به قريهء كوئينى [ Qovien ] ورود نموده ، رحل اقامتِ شب انداختيم . در آن شب سه نفر حاج كه عبارت از : جناب حاجى شيخعلى نورى و حاجى كاظم سولدهى مازندرانى و