سليمان بن حسان الأندلسي ( ابن جلجل ) ( مترجم : سيد محمد كاظم امام )
پيشگفتار مترجم 4
طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى )
گروهى از وجوه قبائل عرب حكومت آن ديار را بدست گرفت . و به همين جهت وى در تاريخ اسلام به نام : « عبد الرحمن الداخل » مشهور گرديده است . هنگامى كه عبد الرحمن باندلس درآمد قبائل عرب بر عامل ( حاكم ) اندلس يوسف بن عبد الرحمن الفهرى شوريده و او را منكوب ساخته و وى ناچار فرار كرد ، و عبد الرحمن را - كه زمينه براى فرمانروائى او آماده گرديده بود - بجاى او به حكومت اندلس برگزيدند . و شايد هم عمال دولت اموى چون ديگر از حكومت خود در خاورزمين مايوس بودند اين آشوب را برپا كرده بودند تا زمينه را براى حكومت اربابان خود در آن سرزمين دوردست فراهم سازند دستاندازى عباسيان بر اندلس در زمان حكومت عبد الرحمن در اندلس منصور خليفه عباسى يكى از سرداران خود را بنام : العلاء ابن المغيث بولايت ( حكومت ) اندلس گسيل داشت ، و او باندلس درآمد و شعار سياه و پرچم آل عباس را بر آن ديار برافراشت ، اما به زودى در برابر سپاه عبد الرحمن اموى از پاى درآمد . و از آن پس ديگر خاندان عباسى هرگز در انديشه فتح اندلس و سلطه بر آن سرزمين برنيامدند ، شايد از آن جهت بود كه درياى عظيم مديترانه ميان ايشان فاصله بود ؟ و شايد هم اساسا مىخواستند كه ميان ايشان و ملوك نصارى و امپراطورى روم دولت اسلامى مستقلى - كه هميشه سپر بلا باشد - وجود داشته باشد . عبد الرحمن در روز سهشنبه 24 ماه ربيع الثانى سال 172 ه . پس از سى و شش سال حكومت بر اسپانيا در شهر قرطبه درگذشت و در قصر دار الحكومه آن شهر به خاك سپرده شد . و پس از مرگ او پسرش ابو الوليد هشام الرضى بن عبد الرحمن در سال 172 ه بجاى او بحكومت نشست . و پس از مرگ او چند تن از فرزندان و فرزندزادگان خاندان اموى بر سراسر اسپانيا حكومت كردند . بدين تفصيل :