سليمان بن حسان الأندلسي ( ابن جلجل ) ( مترجم : سيد محمد كاظم امام )

33

طبقات الأطباء والحكماء ( فارسى )

شده - و ابن جلجل نيز نخستين مورخ اسلامى بشمار مىرود كه از ترجمهء عربى اين كتاب استفاده نموده و برخى عبارات آن را در كتاب خود نقل كرده است ، . تاريخچهء رسيدن اين كتاب باندلس كه ابن ابى اصيبعه نقلا از سخنان خود ابن جلجل روايت نموده مورد بحث و تحقيق بعضى علما و محققين عصر حاضر قرار گرفته است ، از جمله خاورشناس بزرگ سلفستردى ساسى در تحقيقات خود بر سفرنامه عبد اللطيف بغدادى 1 نص كلام ابن جلجل را ( نقلا از ابن ابى اصيبعه ) دربارهء تاريخچهء رسيدن كتاب هروشيوش به اندلس گفته است . و پس از او علامهء محقق استاد خاورشناس دلاويدا درباره يك نسخهء منحصره بفرد از ترجمهء عربى كتاب : هروشيوش كه به شماره X , 893 . 712 , در كتابخانه دانشگاه كولومبيا در شهر نيويورك موجود مىباشد ، مقالهء محققانه به زبان ايتاليائى نوشته است . 2 استاد دلاويدا در اين مقاله مىگويد : رسيدن كتاب الحشائش ديسقوريدس به اندلس قابل ترديد نمىباشد ، اما اهداء كتاب هروشيوش به عبد الرحمن الناصر بعيد به نظر مىرسد ، زيرا وجود كتب لاتينى در قرن دهم ميلادى در دولت بيزانس ( قسطنطينيه ) هرچند محال نيست اما امر بعيدى مىباشد ، استاد مزبور مىگويد : رسيدن كتاب الحشائش باندلس ، و انتشار ترجمهء عربى آن در آن ديار ، و توجه و اقبال عجيب مسلمانان بان كتاب موجب گرديد ، كه داستان اهداء كتاب هروشيوش را نيز بان بيفزايند ، تا مطلب را بزرگتر و جالبتر جلوه دهند . ؟ استاد دلاويدا پس از اين بيان مىپرسد : آيا مىتوانيم بگوئيم قاسم بن اصبغ بترجمه كتاب نسبتا بزرگى كه در سال 337 ه ( يعنى سالى كه قاسم بن اصبغ بواسطه پيرى هوش خود را از دست داده و دستخوش حواس‌پرتى شده ، يا يك سال پيش ) باندلس رسيده پرداخته است ؟ .