الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
68
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
1 . استدلالى كه شيخ انصارى رحمه اللّه از قول اين عده نقل نموده و آن اينكه اخبار من بلغ از قبيل حديث من سرّح لحيته فله كذاست و همانطور كه در آن اخبار بالاجماع از راه وعدهء ثواب امر مولوى و شرعى استحبابى را كشف مىكنيم ( چونكه ثواب كاشف از رجحان و مطلوبيت عمل نزد مولى است و قدر متيقّن از رجحان استحباب است ، پس وجوب استنباط نمىشود ) و همان گونه كه در مواردى از راه تهديد به عقاب بر ترك ما وجود امر مولوى وجوبى را كشف مىكنيم و يا از راه تهديد به عقاب بر فعل ما وجود نهى مولوى تحريمى را كشف مىكنيم . همچنين از راه وعدهء ثواب در باب اخبار من بلغ وجود يك امر مولوى استحبابى را كشف مىكنيم ( استحباب به خاطر اين است كه شك در وجوب داريم و اصالة البراءة جارى مىكنيم پس قدر متيقّن استحباب و امر استحبابى درست مىشود ) . از اين استدلال جوابهايى داده شده مهمترين جواب آن است كه : ترتب ثواب و اجر بر يك عمل با وجود يك امر مولوى شرعى ملازمه ندارد ؛ زيرا اجر و عوض ، يك ثواب تفضّلى است كه خداوند به انسان مىدهد ؛ به دليل اينكه اخبار من بلغ مىگويد : من بلغه ثواب . . . كه عنوان بلوغ مطرح است ؛ يعنى همان اندازه به گوش مكلف رسيده كه فلان عمل داراى ثواب است . حال اين خبر مطابق با واقع باشد يا نباشد اگر مكلف به اميد رسيدن به آن ثواب انجام داد ، خداوند او را نااميد نمىكند و پاداش را به او مىدهد . اين تفضّل الهى را مىرساند نه استحقاق مكلف را براى ثواب ، و وقتى كه تفضّلى شد كاشف از امر مولوى نيست و ملازمه با امر شرعى ندارد . اگر خداوند تفضّل كند و كوهى را در مقابل كاهى به انسان بدهد ، از كرم نامتناهى او به دور نيست . اگر او تفضّل كند و همهء گناهان انسان را ببخشايد مهم نيست . اگر او تفضّل كند و به نيت خير هم پاداشى دهد كه « نيّة المؤمن خير من عمله » بحثى نيست ، اگر او كرامت نمايد و در برابر يك عمل ده پاداش بپردازد كه « من جاء بالحسنة فله عشر امثالها » تعجبى ندارد ؛ اما اين تفضّلات و الطاف كريمانه مستلزم وجود امرى مولوى نيست ، بلكه بهمجرد انقياد و تسليم و حسن سريرة و حسن فاعلى به مكلف عنايت فرموده است .