الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

254

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

استصحاب استقبالى عبارت است از اينكه متيقّن ما الآن و در زمان حال است ، ولى مشكوك ما در زمان آينده است مثل اينكه فعلا يقين دارم كه زيد عادل است ، ولى شك دارم كه آيا اين عدالت تا فردا و فرداها باقى خواهد ماند يا خير ؟ حال به اعتقاد ما فرقى ميان اين دو قسم نيست و هر دو قابل جريان هستند و هر دو مشمول ادلّهء حجيت استصحاب هستند به دليل اينكه ملاك در باب استصحاب عبارت است از عدم جواز نقض يقين به شك بدون اينكه فرقى باشد ميان اينكه متيقّن سابق و مشكوك فعلى باشد و يا متيقّن فعلى و مشكوك در آينده باشد . آرى ، اگر استصحاب استقبالى بخواهد جارى شود بايد داراى ثمرهء فعلى عملى باشد و لذا در مواردى كه ثمره عمليه ندارد همانند مثال مذكور كه استصحاب عدالت زيد در آينده فعلا ثمره‌اى ندارد در اينجا جارى نيست ، ولى در مواردى كه ثمرهء عملى دارد جارى مىشود مثل باب جواز بدار براى صاحبان اعذار . توضيح مطلب : شخصى كه اول وقت از اتيان به بعضى اجزاء يا شرايط عاجز است از سه حال خارج نيست : 1 . يقين دارد كه اين عجز و ناتوانى تا آخر وقت باقى خواهد ماند در اينجا بالاجماع مبادرت به عمل ناقص و جايگزين ساختن آن به جاى كامل جايز است . 2 . يقين دارد كه اين ناتوانى تا اواخر وقت زائل خواهد شد در اين صورت هم بلا اشكال حق مبادرت ندارد ، بلكه بايد صبر كند و انتظار بكشد به دليل اينكه اين شخص مأمور به انجام عمل در خصوص اول وقت نيست تا بتواند به بدل آن منتقل شود ، بلكه به طبيعى العمل در كل اين وقت مأمور است و وقتى به بدل آن منتقل مىشود كه تمام افراد طوليه مبدل منه متعذر باشد و در اينجا چنين نيست . 3 . شك دارد كه آيا عذر او تا پايان وقت باقى خواهد ماند يا خير ؟ در اين صورت هم على القاعده بايد گفت : لا يجوز له البدار لعدم العلم بكون البدل مأمورا به فى هذا الوقت ، منتهى استصحاب بقاى عذر نازل منزلهء علم است . لذا با استصحاب مجوّزى در بدار پيدا مىكند ، آن‌گاه اگر مبادرت كرد و بدل را انجام داد و تا پايان وقت هم كشف خلاف نشد يعنى عذرش باقى بود چيزى به عهده‌اش نيست ، ولى اگر در اثناء كشف