الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

251

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

دوم . استصحاب كلى قسم اول . سوم . استصحاب كلى قسم ثانى . چهارم . استصحاب كلى قسم ثالث . تفصيل اين مطلب و امثلهء آن را از كفاية الاصول بايد طلب نمود و ما درصدد تبين آنها نيستيم مقصود تذكرى بود . تنبيه چهارم : زمانيات امور قارّه در يك تقسيم به دو قسم مىشوند : 1 . امورى كه در لسان دليل به زمان خاصى مقيّد نشده‌اند ؛ از قبيل جواب سلام ، اداى دين و . . . 2 . امورى كه در لسان دليل به زمان خاصى مقيّد شده‌اند ؛ از قبيل صلاة ، صوم ، حج و . . . از اين قسم در كلمات اصوليان به زمانيات و يا افعال مقيّد به زمان تعبير مىشود حال سؤال اين است كه آيا استصحاب در اين موارد جارى است يا خير ؟ شيخ انصارى و جناب آخوند خراسانى تفصيل داده‌اند به اينكه اخذ زمان در لسان دليل دو گونه است : 1 . گاهى زمان قيديت دارد به‌طورىكه وقتى مولى مىخواهد ماهيّت مأمور به را در ضمن همهء خصوصيات دخيلهء در آن تصور كند زمان را هم از جملهء آن خصوصيات مقوّمه اعتبار مىكند مثلا اكرام زيد تنها مأمور به نيست ، بلكه اكرام زيد در روز جمعه مأمور به است و عنوان يوم الجمعة در قوام مأمور به دخالت دارد لذا مىگويد : اكرام زيد يوم الجمعة واجب كه كلمه واجب را در آخر مىآورد و برآن مجموع بار مىكند . 2 . و گاهى مدخليّت زمان به اين است كه زمان به خود حكم برمىگردد و مقوم موضوع نيست ، بلكه به‌عنوان ظرف ثبوت حكم اخذ شده است و در مقام تعبير هم مىگويد اكرام زيد واجب يوم الجمعة كه روز جمعه ظرف براى وجوب قرار داده