الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

249

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

كه لحظهء قبل از اين نقطهء مكانى سيلان داشت گذشت و آبى كه الآن جريان دارد جزء ديگرى از آب است كه از سرچشمه شروع شده و پيوسته در حال جريان است . شد مبدّل آب اين جو چند بار * عكس ماه و عكس اختر برقرار همچنين آنكه گذشت ، جزئى از اجزاء بىپايان زمان بود ، و آنكه فعلا در او هستيم ، آن ديگرى است و آنكه بعدا خواهد آمد آن سوم و . . . است و هكذا در مثال حركت و . . . با حفظ اين مقدمه مىگوييم : در امور قارّه بالاجماع استصحاب قابل جريان است ، چون اركان استصحاب كه عمدهء آن يقين سابق و شك لا حق در بقاست متحقق است ، ولى سؤال اين است كه : آيا استصحاب در امور تدريجيه و غير مستقر هم جارى مىشود يا خير ؟ منشا اين سؤال اين است كه در امور غير قارّه مثل سيلان آب آن آبى كه لحظه قبل سارى و جارى بود با آبى كه در لحظه بعد جريان دارد دو جزء از آب هستند و لذا ما هيچ‌گاه شك نمىكنيم در اينكه آيا همان جزئى كه قبلا سيلان داشت الآن هم دارد يا نه آن جزء قبل حتما از بين رفته و اما اينكه جزء بعدى الآن سيلان دارد يا نه مشكوك است و چنين جزئى حالت سابقه يقينى ندارد . پس آنكه متيقّن الوجود بود متيقّن الارتفاع است و آنكه شك در او داريم از اول مشكوك الحدوث است و لذا اركان استصحاب به حسب ظاهر ناتمام است ، پس جاى آن سؤال هست . با حفظ اين نكته مىگوييم : با اينكه در به دو امر چنين به نظر مىرسد كه استصحاب در امور تدريجيه جارى نباشد ، ولى مشهور علماى متأخر از زمان شيخ الى يومنا هذا مىگويند : در اين‌ها نيز استصحاب جارى است و وحدت قضيهء متيقّن و مشكوك محقق است و اركان تام است منتهى در باب زمان و حركت و سيلان و . . . دو مبنى وجود دارد : 1 . ما اين امور را يك موجود واحد كش‌دار و مستمر بدانيم كه قوام اين موجود واحد به اين است كه هر جزئى از آن يوجد و ينصرم و نوبت به جزء بعدى مىرسد بنابراين مبنا كه هيچ مانعى از جريان استصحاب نيست لوحدة القضية المتيقّنة