الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
220
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
2 . تأكيد امام عليه السّلام به اينكه لا يدخل الشك فى اليقين و لا يخلط احدهما بالآخر درحالىكه اگر متصل باشد شك و يقين را مخلوط كرده است . پس حديث بر استصحاب صحت آن سه ركعت دلالت مىكند نه بر استصحاب عدم اتيان به رابعه . پس بدينوسيله مىتوان استصحاب را ثابت كرد . بهعلاوه دلالت مىكند كه نبايد يقين را با شك شكست و مخلوط كرد ، چون امر كرده به يك ركعت منفصل اگر در واقع چهار ركعت است كه نماز كامل است و اين اضافى منفصل و نفل خواهد بود و اگر در واقع سه ركعت بوده كه اين هم اضافه شده و چهار ركعت كامل مىشود . و اما مراد از يقين در فقرات سهگانه بعدى همان يقين به برائت ذمه است كه جناب شيخ مىگفت : دليل ما بر اين تفصيل آن است كه : امام عليه السّلام ابتدا نهى مىكند از نقض يقين به واسطه شك سپس با كلمه و لكن راه چاره و علاج نشان مىدهند به اينكه : و لكنه ينقض الشك باليقين و يتم على اليقين . . . و نقض شك به يقين و تكميل عمل بر يقين و بناگذارى برآن در مورد حديث تنها يك معناى معقول دارد و آن اينكه مراد اتيان به يك ركعت نماز احتياط جداگانه است . خلاصه كلام اينكه : مضمون حديث شريف اين است كه حق نداريد عملتان را باطل كنيد ( لا تبطلوا اعمالكم ) و نيز حق نداريد به سخن عامه گرايش پيدا كنيد يعنى بنا را بر اقل بگذاريد و يك ركعت متصلا بهجاى آوريد و نيز حق نداريد بنا را بر اكثر بگذاريد ، ولى يك ركعت انفصالى بهجا نياوريد ( اينها مال سه فقره اول ) ، بلكه وظيفه داريد بنا را بر اكثر بگذاريد و يك ركعت نماز احتياط بهجاى آوريد تا نقض شك به يقين شود ( اين هم مال فقرات بعدى ) . پس حديث شريف هم متضمن قانون استصحاب است و هم هماهنگ با مبانى خاصه است كه بناگذارى بر اكثر باشد منتهى تعبير حديث به اينكه : فقد احرز الثلث قام فاضاف اليها اخرى ظهور روشنى در مبناى خاص ندارد ، ولى صدر حديث قرينه بر مراد است . ان قلت : چرا امام عليه السّلام به اين حكم و تفصيل تصريح نفرموده ؟ قلت : چون واضح و معروف بود لذا تصريح نكرد و به درك و فهم خود شنونده واگذار كرد آنكه مهم بود اينكه رمز و راز اين حكم چيست و سخنان قائلين به