الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

116

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

در اين طرف است اجتناب از اين طرف بر من منجّز مىشد و در صورت اضطرار به احدهما لا على التعيين چنين است ، چون دست مكلف باز است و مىتواند هريك از دو اناء را رها كرده به سراغ اناء ديگر برود و لذا هر طرف را كه به اختيار خودش انتخاب كرد از طرف ديگر بايد اجتناب كند ، چون شايد حرام واقعى در همان طرف باشد ، پس احتمال عقاب هست و دفع عقاب محتمل لازم است ، ولى به عقيدهء آخوند خراسانى ميان انواع شش‌گانهء اضطرار فرقى نيست در اينكه اگر اضطرار آمد مسئله موافقت و مخالفت قطعيه كنار مىرود به دليل اينكه حديث رفع مىگويد : رفع ما اضطروا اليه اين جمله اطلاق دارد و شامل مىشود صورتى را كه اضطرار قبل العلم الاجمال باشد و مانع شود از تعلق علم اجمالى به تكليف فعلى و يا بعد از علم اجمالى باشد اضطرار كه آمد جلو فعليت تكليف را مىگيرد . پس اين علم اجمالى كه مبتلا به اضطرار شده اثر ندارد و مخالفت قطعيهء او هم جايز است تا چه رسد به عدم لزوم موافقت قطعيه . اشكال : جناب آخوند ، چه فرق است ميان فرض اضطرار به يك طرف شبهه با فرض فقدان و تلف يك طرف شبهه كه در باب فقدان گفتيد علم اجمالى از تأثير نمىافتد و اجتناب از طرف موجود لازم است ، ولى در باب اضطرار مىگوييد : علم اجمالى كلا علم است و از تأثير به كلى ساقط مىشود ؟ جواب : فرقشان اين است كه فعليت تكاليف نسبت به اضطرار مقيد و محدود شده يعنى هر تكليفى تا مادامى فعلى است كه اضطرار نيامده و پس از اضطرار ديگر فعلى نيست مثل : « حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ . . . إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ » ، ولى نسبت به فقدان و تلف هيچ تكليفى محدود نشده كه هذا حرام مادامىكه مفقود نشود و لذا در فرض اول ، پس از آمدن حد و مرز تكليف ، تكليف از فعليت مىافتد به خلاف فرض ثانى . نتيجه : يكى از عوامل سقوط علم اجمالى از تأثير اضطرار است و يكى از شرايط تنجيز علم اجمالى عبارت است از عدم الاضطرار . تنبيه پنجم : تدريجيّات گاهى علم اجمالى به امور دفعيه تعلق مىگيرد ؛ يعنى همه اطراف شبهه دفعة واحدة و