الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
96
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
همين عموم يا اطلاق واقعا مراد مولا بوده لكن بعدا كه تخصيص آمد كاشف از اين است كه از همان آغاز عموميت مراد نبوده نه اينكه در واقع بوده و دليل خاص آمده و آن امر ثابت را برمىدارد . به خلاف نسخ كه در اينجا حكم از اول به نحو مطلق انشا شده و فى ذاته قابل بقا و استمرار است ، ولى عامل خارجى آمده و آن حكم را برداشته نه اينكه استمرار فقط به حسب ظاهر كلام باشد ، ولى در واقع حكم از اول امر موقت بوده خير حكم فى حده ذاته مقتضى بقاست ، ولى عامل خارجى موجب ارتفاع آن شده نظير ساير موجوداتى كه طبيعتا و ذاتا مقتضى استمرار و دواماند مگر مانعى جلوى آنها را بگيرد . مثلا ملكيت عبا براى زيد از روزى كه موجود شد قابليت دارد كه تا صد سال هم باقى بماند مگر اينكه زيد بميرد و يا عبا تلف شود و يا به واسطه بيع يا صلح و . . . عبا به ديگرى تمليك شود يا مثلا علقهء زوجيت كه حادث شد قابليت دارد كه تا 50 سال باقى بماند ، ولى موت احد الطرفين يا طلاق موجب به هم خوردن اين رابطه مىگردد . پس قياس باب نسخ به باب تخصيص قياس باطل و غلط و مع الفارق است . دليل يا شبهه رابع : مقدمه : اين دليل مخصوص به نسخ قرآن است و بر مبناى اشاعره از اهل سنّت است و آن اينكه كلام خدا ، يعنى قرآن قديم است ( بر مبناى قدماى ثمانيه كه در علم كلام مطرح است ) و موجود قديم رفع و اعدامش مستحيل است ، ايجاد و اعدام هر دو مال موجودات حادث است كه نبودند و قابل ايجاد بودند و ايجاد شدند بعد هم نابود مىگردند ، ولى موجود قديم همواره بود و خواهد بود و كسى وجود را به او نداده تا بتواند وجود را از آن بگيرد پس نسخ قرآن از محالات است . جواب : اولا ما مبناى شما را قبول نداريم كه قرآن قديم باشد ، بلكه ما معتقديم كه قرآن حادث و مخلوق و مجعول الهى است بالجعل التشريعى چنانكه نص قرآن مىگويد : ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ . ثانيا برفرض قبول مبناى شما كه كلام اللّه قديم است ، مىگوييم : استحاله نسخ مختص به نسخ تلاوت است نه اينكه مربوط به اصل نسخ باشد و دليل بر بطلان اصل نسخ باشد خير نسخ در حكم كاملا در قرآن ميسور است و ثالثا به نص قرآن نسخ تلاوت هم امرى ممكن است آنجا كه مىفرمايد :