الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
94
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آن عبارت است از علم كلى و مطلق خداوند به سرنوشت كليه موجودات با جميع تحولات آنها و از آن تعبير به ام الكتاب مىشود در اين مرحله بداء محال است چون خداوند از ازل عالم به ما كان و ما يكون و ما هو كائن الى الابد است و به قول قرآن : لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ و يا فرموده است : وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها . 2 . قضايى كه خداوند به پيامبران و فرشتگان درگاهش اعلام نموده و خبر داده كه فلان حادثه حتما و جزما محقق خواهد شد در اين قسم هم بداء مستحيل است ؛ زيرا خداوند خبر خود را كذب ندانسته و ملائكه و رسل و اوليائش را هم تكذيب نمىكند . 3 . قضايى كه خداوند به پيامبر يا فرشتگان خبر داده به تحقق آن در خارج اما نه به صورت حتمى و قطعى ، بلكه به صورت معلق ، يعنى معلق نموده بر اينكه اگر مشيت من به خلاف آن تعلق نگيرد ، در اين قسم بداء جايز است و از آن به عالم محو و اثبات تعبير مىشود : يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ ، لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ . مثال مثال : خدا مىداند كه زيد فردا خواهد مرد و مىداند كه موت زيد معلق بر ندادن صدقه است و باز مىداند كه زيد فردا صدقه خواهد داد و نخواهد مرد . در اينجا دو قضيه شرطيه پيدا مىشد : 1 . اگر زيد صدقه ندهد فردا مىميرد . 2 . اگر زيد صدقه بدهد فردا نمىميرد . اينجا اخبار خداوند به قضيه اول مثل داستان عيسى و يا يونس عليهما السّلام كه گذشت كذب نيست و مانعى ندارد . حال علماى شيعه اين قسم بداء را قبول دارند . وقتى احتمال ثانى باطل شد فتعين الاحتمال الاول كه خداوند از اول امر مىدانست كه اين حكم موقتى است منتهى در ظاهر حكم را مطلق انشا نمود و به وقتى مقيد نكرد و ما پنداشتيم كه حكم استمرار دارد و براى جميع ازمنه است ، ولى بعد از چند مدت دليل ناسخ آمد و واقع را بر ما روشن ساخت ؛ يعنى كشف كرد از اينكه حكم در واقع از همان ابتدا مقيد و موقت بوده و نه مطلق و هذا هو معنى التخصيص ، پس نسخ همان تخصيص است و فرقى بين آن دو نيست مگر در