الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
73
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
الف . امور واقعيه ؛ ب . امور اعتباريه ؛ ج . امور انتزاعيه . واقعيات عبارتاند از امورى كه مابازاء خارجى دارند و در جهان خارج حقيقتا وجود دارند مانند تمام واقعيات مجرده و ماديه و جواهر و اعراض ، خداوند در خارج موجود است ، فرشتگان در خارج موجودند و . . . اعتباريات عبارتاند از امورى كه صرفا در جهان اعتبار وجود پيدا مىكنند ، ولى مابازاء خارجى ندارند و چون اعتبارى است قهرا تابع اعتبار معتبر خواهد بود ؛ يعنى تا مادامىكه معتبر اعتبار كند آن معتبر هست و به مجرد رفع اعتبار نابود مىگردد البته شخص معتبر چه خداوند و چه عقلاى عالم و چه سلطان يك مملكت در خارج حقيقتا موجودند ، خود اعتبار هم حقيقتا موجود است چون حالتى از حالات روانى معتبر است ، ولى شىء معتبر يك وجود فرضى و اعتبارى و تنزيلى دارد . دو مثال : 1 . سجده كردن و به خاك افتادن در برابر غير تعظيم حقيقى است ، ولى قيام نمودن به احترام قادم يا دست بلند كردن و يا برداشتن كلاه از سر و . . . بالاعتبار تعظيم هستند و لذا به حسب اعتبارات عقلاى عالم مصاديق تعظيم فرق مىكند و هر گروهى چيزى را علامت تعظيم مىدانند و به شيوهء خاصى تعظيم مىكنند بر خلاف سجده كه به اعتبار عقلا فرقى نمىكند و چون سجده تعظيم حقيقى است پس در برابر غير خدا جايز نيست . 2 . پول ، طلا و نقره پول است حقيقتا و ارزش واقعى دارد و لذا به اختلاف اعتبارات مختلف نمىشود ، ولى پول اسكناسى پول است اعتبارا و متكى بر پشتوانه طلا است و خودش ارزش ذاتى ندارد و لذا با رفتن نظامى و آمدن نظام ديگر آن اسكناسها از ميدان خارج شده و اسكناس ديگر با علايم ديگر به ميان مىآيد . انتزاعات عبارتاند از امورى كه خود آنها نه در عالم خارج موجودند و نه در عالم اعتبار ، بلكه منشأ انتزاع آنها در خارج يا در وعاء اعتبار موجود است مثل عنوان عليت و معلوليت كه انتزاع مىشوند از علت و معلول خارجى تكوينى و مثل عنوان سببيت