الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
351
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
روى درياها اينجا عقلا تكليف قبيح است ، ولى گاهى عمل فى نفسه امرى ممكن و جايز است در قدرت عقليه همين امكان عقلى در برابر استحاله معتبر است و در ما نحن فيه با وجود مزاحم هم انجام عمل عقلا ممكن است به اين وسيله كه واجب مزاحم را ، يعنى حج را كه مشروط به قدرت شرعيه است ترك كند و اين واجب را انجام دهد . آرى ، قدرت بر جمع بين آن دو ندارد ، ولى قدرت بر اتيان يكى از آن دو دارد و وقتى اتيان به اين فرد از واجب و لو با وجود مزاحم ممكن بود شرط واجب كه قدرت عقليه باشد حاصل است چون در قدرت عقليه خصوصيت ديگرى دخالت دارد و وقتى كه شرط حاصل شد مشروط هم حاصل مىگردد ، اما به خلاف قدرت شرعيه كه احتمال دارد قدرت خاصهاى منظور نظر شارع باشد و گرنه قيد نمىكرد و . . . پس قياس نمودن قدرت عقليه به قدرت شرعيه بىوجه است . بنابراين ، واجب مطلق از اين ناحيه بر واجب مشروط به قدرت شرعيه مقدم مىشود . 5 . دو واجب با يكديگر تزاحم كرده ، ولى يكى از دو واجب از لحاظ زمان امتثال بر واجب ديگر تقدم دارد در اين مورد هم آنكه زمان امتثالش مقدم است اولويت دارد مثال : قيام در ركعت ا ، ولى واجب است و در ركعت ثانيه نيز واجب است و اگر مكلف قدرت داشته باشد بايد هر دو ركعت را ايستاده بهجاى آورد ، ولى مكلف در اثر مرض يا پيرى و فرسودگى از قيام براى هر دو ركعت عاجز است و تنها قادر است كه يك ركعت را ايستاده بهجا آورد و ديگرى را بايد نشسته بخواند حال امر داير است كه ركعت اولى را ايستاده بخواند و ركعت ثانيه را نشسته و يا بالعكس ؟ در اينجا ركعت اولى زمان امتثالش تقدم دارد پس به فعليت مىرسد و بايد ركعت اولى را ايستاده بخواند . دليل مطلب : آن واجبى كه زمان امتثالش تقدم دارد هماكنون مستقر الوجوب گرديده و وجوبش به سرحد فعليت رسيده و حالت منتظرهاى ندارد ، ولى واجبى كه در رتبهء بعدى است الآن وجوبش فعليت پيدا نكرده ، بلكه متوقف است كه زمان امتثال آن فرارسد و در همان آن مكلف قادر بر امتثال باشد تا وجوبش فعلى باشد و چون على الفرض قدرت بر انجام آن ايستاده ندارد پس بايد جالسا بهجاى آورد .