الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

337

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

عامين من وجه . ج . گاهى تنافى ميان دو مدلول دليل تنافى ذاتى است و گاهى تنافى عرضى است تنافى ذاتى در صورتى است كه مدلول‌ها ذاتا قابل صدق نيستند و اجتماعشان محال است چون اجتماع نقيضين يا ضدين است ، ولى تنافى عرضى در موردى است كه هريك از دو دليل قطع‌نظر از عوامل خارجى و دليل ثالث ذاتا با يكديگر تكاذب و تمانعى ندارند ، بلكه كاملا قابل جمع هستند ، ولى به بركت عوامل خارجيه با يكديگر تنافى پيدا كرده‌اند . مثال : يك دليل مىگويد : در ظهر روز جمع نماز جمعه واجب است و دليل ديگر مىگويد : در ظهر جمعه نماز ظهر واجب است اين دو دليل با يكديگر تنافى ندارند ؛ زيرا عند العقل مانعى نيست از اينكه در ظهر روز جمعه هم ظهر واجب باشد و هم جمعه ، ولى اجماع كه يك دليل خارجى و دليل ثالثى است قائم شده بر اينكه در زمان واحد بيش از يك نماز واجب نيست و تنها يك عمل تشريع شده و لذا اين دليل سبب مىشود كه آن دو دليل متعارض شوند و هريك ديگرى را تكذيب كنند . مثال ديگر : فرض كنيد يك دليل مىگويد : در مسافرت به چهار فرسخ كه رسيديد بر شما واجب است نمازهاى چهار ركعتى را قصر بخوانيد و دليل ديگر مىگويد : در سر چهار فرسخى اتمام واجب است حال اين دو دليل با يكديگر تنافى ذاتى ندارند بلكه قابل جمع هستند ، يعنى كاملا ممكن است حال اين دو دليل با يكديگر تنافى ذاتى ندارند ، بلكه قابل جمع هستند ، يعنى كاملا ممكن است كه در وقت واحد هم قصر واجب شود و هم اتمام ، ولى اجماع يا دليل خارجى ديگرى دلالت كرده بر اينكه در وقت واحد يك نماز بيشتر تشريع نشده يا قصر و يا اتمام به نحو منفصلهء مانعة الجمع و لذا آن دو دليل در سايهء اين دليل خارجى با يكديگر تعارض پيدا مىكنند و هريك ديگرى را تكذيب مىكند . نكته مهم : مشهور علما قبل از شيخ انصارى تعارض را اين‌گونه تعريف مىكردند : التعارض تنافى مدلولى الدليلين على وجه التناقض او التضاد كه كلمهء تعارض را وصف مدلولين مىگرفتند ، اشكال اين تعبير اين بود كه بنابراين ، وصف تعارض