الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
331
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
باب نهم تعادل و تراجيح تمهيد 1 . معناى كلمهء تعادل و تراجيح و ريشه آن دو : كلمهء تعادل مصدر باب تفاعل است و در لغت عرب به معناى توازن و هماهنگى استعمال شده و در اصطلاح اصوليين عبارت است از هموزن و برابر بودن دو دليل متعارض در تمام جهاتى كه يكى بر ديگرى مىتوانست رجحان و برترى داشته باشد ، يعنى هيچكدام واجد امتياز بيشترى نيستند تا بر ديگرى مقدم داشته شوند . و كلمه تراجيح جمع ترجيح است مثل تكاليف كه جمع تكليف است و تصانيف كه جمع تصنيف است و . . . و قاعده اين بود كه ترجيح بر ترجيحات جمع بسته شود ؛ زيرا هم جمع سالم بود و هم اينكه مصدر نوعا با الف و تا جمع بسته مىشود از قبيل تبليغات كه جمع تبليغ است و تبريكات كه جمع تبريك است و . . . و لكن در ما نحن فيه بر خلاف قاعده بناى مفرد درهم شكسته شده و به صورت جمع مكسر بر تراجيح جمع بسته شده در هر حال كلمه تراجيح به معناى مصدرى خودش نيست ، بلكه در معناى مجازى به كار رفته حال يا از باب مجاز در كلمه است ؛ يعنى مصدر به معناى اسم فاعل به كار رفته ، يعنى تراجيح به معناى مرجحات است و يا از باب مجاز در حذف است ؛ يعنى مضافى در تقدير بودهاى وجوه ترجيح احد الدليلين على الآخر .