الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

306

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

دليل از سنت از سنت نبويه هم به چند حديث تمسك نموده‌اند كه ما به عنوان نمونه سه روايت را نقل مىكنيم : 1 . حديث معاذ بن جبل : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هنگامى كه معاذ را به عنوان قاضى به يمن مىفرستاد سفارشاتى به او فرمود ضمن صحبت‌ها از معاذ سؤال فرمود : اگر حادثه‌اى پيش آمد كه حكم آن را نتوانستى از كتاب خدا يا سنت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استخراج كنى چه خواهى كرد ؟ بما ذا تقضى ؟ معاذ گفت : اجتهد رأيى و لا آلو ؛ يعنى اجتهاد به رأى مىكنم و كوتاهى و تقصير نمىكنم ، حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : الحمد للّه الذى وفق رسول اللّه بما يرضى اللّه . كيفيت استدلال : رسول خدا طبق اين حديث امضا فرموده اجتهاد به رأى را و اجتهاد به رأى گاهى مرسل است ؛ يعنى رهاست و به هيچ اصل برگشت نمىكند ، يعنى هرچه به فكرش رسيد عمل مىكند و گاهى غير مرسل به عبارت ديگر مستند است ؛ يعنى متكى بر يك اصل است كه حكم آن در قرآن و سنت بيان شده و اين فرع را به آن اصل برمىگردانيم اولى نزد خود اهل سنّت هم باطل است فتعين الثانى و هذا عين القياس پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قياس را امضا فرموده است . جواب : چهار جواب مىدهيم : يكم . حديث مرسل است و اعتبارى ندارد . ( حديث مرسل حديثى را گويند كه بخشى از سلسلهء سند حذف شده يا از اول يا از وسط و يا از آخر و يا اينكه به صورت مبهم و مجمل ذكر شده مثل عن رجل ، عن بعض اصحابنا ، عن عدة ، عن اناس و . . . ) و حديث مورد بحث از همين شق اخير است ؛ يعنى راوى حديث كه حارث بن عمرو باشد حديث را از مردمانى از اهل حمص ( شهرى در سوريه ) نقل نموده ، ولى نام و نشان آنها ذكر نشده است . دوم . خود حارث بن عمرو هم انسانى مجهول و ناشناخته است و احدى از دانشمندان رجال او را نمىشناسند و غير از همين حديث هم از وى روايت ديگرى نقل نشده ، پس باز هم روايت بىاعتبار است .