الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

28

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

ينتهى الى ما بالذات و آن امرى كه حجيت ذاتى اوست چيزى غير از علم نيست فثبت المطلوب كه مناط حجيت هر حجتى علم است و بالاتر از علم چيزى نيست . 7 . حجيت علم ذاتى است در مطلب ششم دانستيم كه حجيت امارات ظنيه ذاتى آنها نيست ، بلكه عرضى بوده و متكى به علم هستند و هر اماره‌اى كه دليل قطعى بر حجيت و اعتبار آن قائم شده باشد پس آن اماره حجت و واجب الاتباع است ( مثل خبر واحد ثقة ) و هر اماره‌اى كه دليل قاطع بر حجيت آن نداريم خواه دليل قاطع بر عدم اعتبارش داشته باشيم مثل قياس و يا دليل قطعى بر نفى يا اثبات نداشته باشيم مثل شهرت ، آن اماره در حق ما حجت نخواهد بود پس قوام حجيت امارات به علم است . حال در مطلب هفتم بحث در اين است كه آيا حجيت خود علم ذاتى اوست و يا علم هم حجيتش عرضى بوده و محتاج به تكيه‌گاه است ؟ به اعتقاد مصنف ، حجيه علم ذاتى اوست و به جاى ديگر منتهى نمىشود پس محور بحث ما ذاتى بودن حجيت علم است كه بايد با دليل آن را ثابت كنيم و لكن پيش از ورود در اين بحث مقدمه‌اى را ذكر نموده و در آن سه اصطلاح عنوان بحث را معنا مىكنيم : 1 . كلمه علم 2 . كلمه ذاتى بودن 3 . كلمه حجيت . علم : منظور از علم و يا به اصطلاح متداول اصوليين منظور از قطع عبارت است از مطلق اعتقاد جازم و به دور از هرگونه ترديد و احتمال خلاف چه اين اعتقاد مطابق واقع باشد و يا نباشد كه جهل مركب نام دارد و در صورت مطابقت هم چه اين اعتقاد استدلالى باشد كه با تشكيك مشكك زايل نمىشود و نامش يقين است و خواه تقليدى باشد كه با تشكيك مشكك زايل مىگردد ملاك اعتقاد جازم است از هر راهى كه پيدا شود . ذاتيت : منظور از ذاتى بودن حجيت علم آن است كه حجيت از ذات القطع سرچشمه مىگيرد و از دامان خود علم مىجوشد و علم فى نفسه واجد اين صفت است نه اينكه حجيت از خارج به او داده شود ، مثل علم و ظن در نظام حجيت مثل واجب الوجود و ممكن الوجود است در نظام وجود و هستى ؛ يعنى همان گونه كه