الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

227

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

عقلاييه بناى قطعى عقلاست و قبلا گفته‌ايم كه بناى عقلا تنها در اصولى كه براى تعيين مراد متكلم باشد جارى است از قبيل اصالة العموم و الاطلاق و . . . ، ولى در اصولى كه براى تعيين معناى موضوع له به كار مىرود چنين بنايى در كار نيست . حجيت قول لغوى در مبحث قبلى گفته شد كه يكى از طرق تشخيص ظواهر كلام اهل لغت است و در اين مبحث دربارهء حجيت گفتار اهل لغت بحث مىكنيم . سؤال اين است كه آيا قول لغوى حجيت دارد يا خير ؟ مثلا قرآن فرموده است : فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً ما نمىدانيم كه آيا كلمهء صعيد در لغت عرب به معناى مطلق وجه الارض است ؟ يا به معناى خصوص تراب خالص ؟ به كتاب لغت كه مراجعه مىكنيم مىبينيم اهل لغت گفته‌اند : اين كلمه مثلا به معناى مطلق وجه الارض است حال آيا مجتهد حق دارد به اين قول اخذ كرده و طبق آن فتوا دهد به اينكه تيمم بر مطلق وجه الارض رواست يا خير ؟ قبل از بيان اصل مطلب مقدمه‌اى را بيان مىكنيم : بيشتر دانشمندان لغت گفتارشان براى تعيين معناى موضوع له مفيد نيست و براى اين منظور اعتبارى ندارد ؛ زيرا اولا اكثر نويسندگان لغت عرب در راه بيان موارد استعمال تمام توان خويش را به كار بسته‌اند و تنها به اين بسنده كرده‌اند كه بگويند فلان لفظ در 20 معنا مثلا استعمال شده اما كدام‌يك از اين معانى معناى حقيقى و كدام مجازى است در اين رابطه گام مهمى برنداشته‌اند و تنها در موارد قليلى به تعيين معناى حقيقى پرداخته‌اند ، در اين ميان گروه انگشت‌شمارى از لغويين بوده‌اند كه به تعيين حقيقت از مجاز پرداخته‌اند و در اين زمينه كتاب‌هاى نفيسى از خويش به يادگار گذاشته‌اند از جمله كتاب ارزشمند اساس اللغة زمخشرى است . ثانيا برفرض كه اهل لغت در كتب لغت تصريح كرده باشند كه معناى حقيقى فلان لفظ فلان معناست خواهيم گفت اگر براى مجتهدى اين نص اهل لغت يقين‌آور بود طبق قطع خود عمل مىكند ؛ زيرا حجيت قطع ذاتى است از هر طريقى كه حاصل شود ، ولى اگر براى كسى يقين‌آور نبود چنان‌كه غالبا چنين است اين قول لغوى حد اكثر