الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
181
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
است منتهى در رابطه با تقرير دو مطلب قابل توجه و بحث است : 1 . آيا اصولا در عصر غيبت چنين اجماعى قابل تحقق است يا نه ؟ به عبارت صحيحتر آيا اگر در عصر غيبت اجماعى محقق شود چنين اجماعى هم حكم زمان حضور را دارد و از طرف امام ردع قابل تحقق است پس اگر ردع نكرد علامت رضايت است و يا اين طريقه مختص به عصر حضور است ؟ اين قابل بحث است . 2 . اصولا در زمان غيبت بيان حكم واقعى و تعليم الجاهل بر امام عليه السّلام واجب است يا واجب نيست ؟ اين نيز جاى بحث است . تا به حال با خلاصهء چهار طريقه آشنا شديم ، پيش از ورود در تجزيه و تحليل و بررسى اين اقوال و انتخاب قول حق مىگوييم : سيد مرتضى مىگويد : تنها بايد از راه اجماع دخولى رأى معصوم را تحصيل كنيم و راههاى ديگر بىنتيجه است . و شيخ طوسى مىگويد : تنها بايد از راه قانون لطف رأى معصوم را تحصيل كنيم و طرق ديگر بىفايده است . ما مىگوييم : طريق خاصى موضوعيت ندارد بلكه معيار و ملاك كشف راى امام عليه السّلام است خواه قطع به قول معصوم از طريق اجماع دخولى حاصل شود و خواه از طريق اجماع لطفى و يا از طرق ديگر ، پس وجهى براى انحصار نيست . و التحقيق : برخى از اين طريق چهارگانه كه ارزشمند است و بهطور قاطع كشف از راى معصوم مىكند منحصر به زمان معصوم است و در زمان غيبت مفيد فايده نيست همانند اجماع دخولى و تقريرى ، و برخى ديگر از اين طرق كه عام المنفعة بوده و در دوران غيبت هم داراى ارزش است متاسفانه حجيت و ارزش ندارد همانند اجماع لطفى و حدسى ، در نتيجه بيشتر اجماعات محصلهاى كه در عصر غيبت تحصيل مىشوند ، بلكه تمام اين اجماعات فايدهاى نداشته و قطع به قول معصوم براى ما نمىآورند ، دليل ما بر اين سخن برهان سبر و تقسيم است : مقدمه : سبر در لغت به معناى داخل كردن ميل در زخم است به منظور تحصيل و تعيين عمق جراحت تا شخص جراح بتواند درست معالجه كند ، ولى بعدها اين كلمه در مطلق امتحان كردن به كار رفته و مىرود . و اما در اصطلاح دانشمندان برهان سبر و تقسيم يا روش ترديد آن است كه ابتداء تمام احتمالات يك شىء را كه احتمال