الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

18

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

2 . مثبت ناقص و كاشف جعلى و آن عبارت است از امور ظنيه‌اى كه شارع آنها را طريق الى الواقع قرار داده همانند خبر واحد مثلا كه صددرصد واقع‌نما نيست ، بلكه 80 % واقع را نشان مىدهد و احتمال خلاف هم در آن متصور است فلذا نيازمند جعل جاعل است و پشتوانه قاطع مىطلبد كه عبارت باشد از جعل حجيت از سوى شارع مقدس پس با قيد يثبت متعلقه اصول عمليه را خارج و قطع و ظن را داخل نموده و با قيد دوم كه لا يبلغ درجة القطع باشد قطع و جزم صددرصد را خارج ساخت ؛ زيرا در اصطلاح اصوليين بر قطع ، حجت ، اطلاق نمىشود ، بلكه بر امارات ظنيه گفته مىشود . آرى ، قطع حجت به معناى لغوى كلمه است ؛ يعنى اگر كسى قاطع شود به وجوب جمعه و عمل طبق قطعش ننمايد و فرداى قيامت منكشف شود كه قطع او مطابق واقع بوده مولا حق دارد او را مؤاخذه نمايد و عليه او احتجاج كند . متقابلا اگر عمل بنمايد ، ولى خلاف واقع درآيد او در قيامت معذور خواهد بود ، فالقطع ما به يحتج على الغير من المولى على العبد للعقاب و العبد على المولى للعذر . در خاتمه به دو نكته اشاره مىكنيم : 1 . كلمه حجت به معناى اصولى با كلمه اماره مترادف هستند ، كما اينكه كلمه دليل يا طريق هم گاهى در همين معنا به كار مىروند . پس اين چهار كلمه مترادف‌اند و منظور از آنها عبارت است از امور ظنيه‌اى كه كاشف از واقع هستند ، اما به نحو گمان نه قطعا . بنابراين ، مىتوانيم بحث خود را به يكى از عناوين چهارگانهء معنون كنيم . الف . مباحث الحجة ( مصنف ) . ب . مباحث الطريق ( ميرزاى نايينى ) . ج . مباحث الامارات ( صاحب كفايه ) . د . مباحث الادلة ( شهيد صدر ) . شاعر مىگويد : عبارتنا شتى و حسنك واحد * و كل الى ذاك الجمال يشير البته مخفى نماند كه مصنف فرموده است : اين تعبيرات مترادفان و يا كالمترادفين هستند . شايد اين ترديد اشاره به دو مبنايى باشد كه درباره مترادفين وجود دارد كه اكثر