الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

145

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

گمان نمىتوان اعتماد كرد ، بلكه تحصيل علم لازم است . و در جاى ديگر با صراحت تمام مىفرمايد : به نظر ما عمل به خبر واحد در احكام شرعيه باطل است و ما معتقديم كه بايد عمل تابع علم باشد ؛ زيرا خبر واحد اگر هم راويان آن عادل باشند حد اكثر براى ما گمان مىآفريند و بديهى است كه ظن به صدق مانع از احتمال طرف مقابل و احتمال كذب نمىشود پس مجاز نيستيم به خبر واحد عمل كنيم ، بلكه بايد علم قطعى تحصيل نموده و بدان عمل كنيم . حال اين دو عبارت و امثال آن صريح است در اينكه مراد سيد از علم قطع جازم است نه سكون و اطمينان . تبصره : ممكن است مراد سيد از احتمال كذبى كه در عبارتش آمده و فرموده است : فان الظن لا يمنع من التجويز . . . هر نوع احتمال خلافى نباشد . بيان ذلك : احتمال خلاف گاهى يك احتمال ضعيف و نيش‌غولى است كه عقلاى عالم به آن اعتنا ندارند مثل احتمال 2 % كه با اطمينان و احتمال 98 % به امرى هم قابل جمع است و گاهى يك احتمال قوى است كه با اطمينان قابل جمع نيست و اعتماد به صدق خبر را از بين مىبرد مثل احتمال 50 % در مقابل 50 % يا 40 % در مقابل 60 % حال شايد مراد سيد از احتمال خرافى كه در عبارتش فرمود : « نبايد اين احتمال باشد و گرنه آن خبر واحد ارزشى نخواهد داشت احتمال خلاف قوى و 40 يا 50 درصدى باشد نه آن احتمال ضعيف كه با اطمينان هم قابل جمع است كه اين احتمال ضررى به حجيت خبر نمىزند » . اگر اين باشد توجيه شيخ انصارى صحيح خواهد بود ، ولى اين احتمال از كلام خود سيد بعيد است ؛ زيرا خود سيد در برخى از كلماتش فرموده است : « كسانى كه از معصومين فاصله دارند و در نقاط دوردست عالم زندگى مىكنند و يا پس از معصومين و در عصر غيبت به وجود آمده‌اند ، وظيفه دارند فقط به خبرهاى متواتره و اجماعات قطعيه اعتماد نمايند نه به امور ديگر » . پس مرادشان از علم اطمينان نيست . سؤال : اگر مراد سيد از علم اطمينان نيست پس چرا در تعريف علم فرموده است : العلم ما يقتضى سكون النفسى ؟