الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
130
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
واجب نيست كوچ كردن ، الضرورات تتقدر بقدرها به عبارت ديگر بر همه واجب نيست نه اينكه بر هيچكس واجب نباشد . به عبارت منطقى ، نفى ايجاب كلى است نه اينكه اثبات سلب كلى باشد . 7 . حال كه اصل وجوب تعلم همچنان باقى است پس بايد شرع مقدس راه بهتر و آسانترى را ارائه كند كه مسلمين از آن راه حركت كنند و آن راه را در بخش دوم آيه بيان نموده است و آن اينكه حالا كه همه نمىتوانند كوچ كنند پس از هر فرقهاى يك طايفه بايد كوچ كنند و به مدينه بروند و احكام دين را بياموزند سپس به ميان قوم خود برگردند و آموختههاى خويش را در ميان مسلمين نشر دهند تا آنها نيز با دستورات دين آشنا شوند ، اين بهترين راه ، بلكه تنها راه نيل به مطلوب و آشنايى با وظايف دينيه است . بنابراين ، آيه شريفه از آغاز تا به انجام ، يعنى به صدرها و ذيلها روىهمرفته مقرر و مبين يك حكم كلى عقلى است و ارشاد به حكم عقل دارد و آن حكم عقلى عبارت است از وجوب معرفت و تعلم دين ، آيه هم همين معنا را تأكيد مىكند منتهى اصل اول آن بود كه تحصيل معرفت يقينى بر همه واجب باشد و لكن از آن رهگذر كه اين طريقه متعذر و مستحيل شد لذا شارع مقدس طريقهء ديگرى را به روى ما گشود ، يعنى به ما رخصت داد كه از هر فرقهاى يك طايفه بروند و تفقه در دين كنند سپس برگردند به ميان قوم خويش و به باقىماندهها تعليم دهند ، نه تنها رخصت داده ، بلكه واجب فرموده نفر يك طايفه از هر فرقه را و در خود آيه سه شاهد داريم كه وجوب را از آنها استفاده مىكنيم . 1 . از كلمهء لولاى تحضيضيه : لو لا براى تحضيض است ؛ يعنى حث و واداشتن بر فعل و هنگامى كه بر فعل ماضى داخل مىشود بر ملامت و مذمت بر ترك دلالت دارد ( مثل هلا فعلت ، يعنى چرا انجام ندادى ) و مذمت شاهد وجوب است پس منظور آيه اين است كه چرا اين كار نشود ؟ يعنى حتما بايد انجام گيرد . 2 . از غايتى كه براى نفر ذكر شده و آن اينكه كوچ كردن به منظور تفقه در دين است و تفقه در دين به منظور انذار باقىماندگان است و انذار به منظور حذر كردن آنان از