الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

128

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

الحرمة و . . . است حال شما چگونه مىفرماييد : شارع در اين جمله نفى وجوب را كه يك امر عدمى و مطابق اصل است جعل نموده ؟ اين با مقام شارع نمىسازد ؟ قلت : ما هم قبول داريم كه شارع مقدس شأنش جعل وجوب يا حرمت است نه جعل نفى الوجوب او الحرمة و لكن در دو مورد شارع مقدس جعل عدم الوجوب مىكند : يكم . در مقام دفع توهم ، يعنى مخاطب احتمال مىدهد كه فلان كار در حق او واجب باشد . دوم . در مقام دفع اعتقاد ، يعنى مخاطب به اشتباه و جهل مركب عقيده دارد كه فلان امر واجب است ، در اينجا شارع مقدس براى دفع اين احتمال يا اين اعتقاد غلط مىفرمايد : فلان كار واجب نيست . ان قلت : مگر در ما نحن فيه جاى چنين پندارى بوده كه خداوند در صدد نابود كردن آن برآمده است ؟ قلت : كاملا اين پندار بجا و مورد انتظار است ؛ زيرا از طرفى به حكم عقل مستقل بر هر مكلفى معرفت و تعلم احكام واجب و لازم است و از طرف ديگر به حكم عقل بر هر مكلفى تحصيل يقين و علم به آن لازم است و از طرف سوم هم تنها راه تحصيل يقين رسيدن به محضر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و گرفتن حكم از زبان اوست روى اين ملاحظات جا دارد كه هر مؤمنى احتمال بدهد و يا معتقد باشد كه كوچ نمودن به مدينه براى تحصيل علم و يقين نسبت به احكام دين بر او واجب است شارع دفع اين پندار غلط نموده است . 4 . دانستيم كه از سويى به حكم عقل همه بايد بروند و تحصيل يقين كنند به واسطه تشرف به حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از سوى ديگر بايد بدانيم كه نفر همهء مؤمنان از همهء اقطار عالم و بلاد اسلامى از دور و نزديك به سمت مدينه براى تحصيل حكم شرعى مستقيما و بلاواسطه در هر مسأله‌اى و واقعه‌اى كه پيش آيد ، ميسور و عملى نيست . هم براى مكلفين بسيار دشوار است و هم براى پيامبر امكان ندارد كه تمام‌وقت يك جا مستقر باشد و براى مردم مسئله بگويد ؛ زيرا اصلاح امور ، مسلمين و دفع شر