الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
88
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
2 . مركباتى كه از جانب قلت اجزايشان محدود است . دون الكثرة كه از ناحيهء كثرت ، لا به شرط است . مثل كلمه و كلام كه در كلمه ، بعضى چيزها مقوماند و باقىماندهء مركب ، نسبت به آنها ، لا به شرط است . با حفظ اين مقدمه ، ابتدا در مورد كلمه ، اين مطلب را پياده مىكنند . سپس در ما نحن فيه : كلمهها همواره از حروف گرفته مىشود و همه مىدانيم كه حروف الفبا فراوان است ( 28 يا 29 حرف است ) و در نتيجه ، كلماتى كه از اين حروف درست مىشود ، مختلف و متعدد خواهد بود . مثلا گاهى دو حرف همزه و ب را با هم مركب مىكنيم كه مىشود اب ؛ و گاهى ى و د را با هم مركب مىكنيم كه مىشد يد ؛ و گاهى ى را با ك تركيب مىكنيم كه مىشود يك ؛ و يا سه حرف را باهم تركيب مىكنيم كه مىشود زيد و ضرب و . . . ملاحظه مىكنيم كه مصاديق و افراد كلمه ، مرتبا عوض و جابهجا مىشوند ولى عنوان كلمه ، صدقش بر تمام اينها ، به طور مساوى محفوظ است و وضع شده براى عنوان كلى ما تركب من اثنين فصاعدا . به اين بيان : واضع ، در هنگام وضع ، كليهء حروف الفبا را تصور كرده سپس لفظ « كلمه » را در مقابل مفهوم كلى « ما تركب من حرفين فصاعدا » قرار داده و وضع كرده و افراد و مصاديق اگرچه متبادل مىشود و لكن اين عنوان كلى و قدر جامع ، در همهء موارد محفوظ است و نامش را مىگذارند كلى فى المعين يا كلىاى كه محصور است در اجزاى معينى كه همان حروف الفبا باشد . در مكاسب شيخ آمده كه شخص ، در هنگام معامله ، گاهى عين خارجى را معامله مىكند . مثلا مىگويد : بعت هذا بهذا . و گاهى كلى در ذمه را معامله مىكند . مثلا مىگويد : صد من گندم را به شما فروختم در مقابل هزار تومان كه هم ثمن كلى است و هم مثمن . بايع حق دارد از هركجا گندم تهيه كند و به مشترى بدهد . مشترى هم حق دارد كه هزار تومان را از هر پولى كه دارد ، بپردازد يا قرض بگيرد و بدهد . و گاهى كلى فى المعين را معامله مىكند . مثلا مىگويد : صد من از اين هزار من گندم موجود خارجى را به تو دادم كه صد من كلى است . قابل صدق است بر هريك از ده تا صدمنى